زَنــگـــِ تَفــــریــح

برای کســـی که دوستـــت دارد زنـــدگی بـــاش نه زَنـــگِ تَفـ ... بیشتر

زَنــگـــِ تَفــــریــح
شعر و ادبیات
۲۱۵,۳۴۲ پست
۱,۵۳۶ مشترک
۶۰۸ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲
مبنای تعداد هوادار رتبه ۴
مبنای تعداد ارسال رتبه ۵
بازنشر کرده است.

من درختی کلاغ بر دوشم، خبرم درد می کند بدجور
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است،
تبرم درد می کند بدجور
من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم
یک اشاره بدون انگشتم،
اثرم درد می کند بدجور
هرچه کوه بزرگ می بینی، همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز،
کمرم درد می کند بدجور
تو فقط صبر می کنی تجویز، من فقط صبر می کنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویش،
جگرم درد می کند بدجور
/
( مرتضی خدایگان )
/


... !/
بازنشر کرده است.

ندانم آن که دل و
دینِ ما به سودا داد
؛
بهای آن چه گرفت و
به جای آن چه خرید
...
/
ه.ا.سایه
( هوشنگ ابتهاج )
/


... !/

مَباشٖ در پی کتمان
که این گناه تو نیست ...
؛
که عشق می رسد از راه و
دلبخواه تو نیست
...
/
( علیرضا بدیع )
/


... !/
بازنشر کرده است.
[❤]
×~
ترسم
صبح که از بیدار شدم
از عکس هم باشی،
از تو نیست !
۲۰۲۲۰۵۲۲_۰۲۲۶۲۷.png
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

ای تمنا نوحه کن
بر کوشش بی حاصلم
؛
جستجوها دارم اما
یافتن گُم کرده ام...
/
( بیدل )
/


... !/

عشق با این همه نیرنگ عواقب دارد
جدل آینه و سنگ عواقب دارد
؛
مثل موی تو بلند است و سیاه است و قشنگ
شب برای منِ دلتنگ عواقب دارد
/
( حمیدرضا کامرانی )
/


... !/
من در خیالِ پرنده شدن
از خویش رفته ام . . .
می دانی که وطن چیست؟
وطن یعنی همه این ها نباید اتفاق می افتاد . .
مرا زِ غیر چه اندیشه؟ چون تو را دارم...

تویی که می گذرم؟
یا منم که می گذری؟
؛
توخود منی،
چه تواند
میان ما باشد؟!...
؛
خدا کناد که ای دوست بین ما چیزی
به هم اگر بخورد، استکان ما باشد
...
/
از
( حسین جنتی )
به
مهدی فرجی
/


... !/
استکان ما.jpg