░e░l░n░a░z░

آدمهای ضعیف انتقام میگیرن آدمهای قوی می بخشن آدمهای باهوش بی خیالی ... بیشتر

░e░l░n░a░z░
۳۲۰ پست
۱۸۶ دنبال‌کننده
۷۵,۴۲۶ امتیاز
۳۶ پسند
زن، مجرد
۱۳۶۹/۱۱/۲۸
ليسانس
دین اسلام
ايران، تهران
زندگی با خانواده
سیگار نميکشم
گرایش سیاسی ندارم

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
‌احساسِ غربت مےڪنم …
وقتے ڪنارم نیستے …
با اشڪ خلوت مےڪنم …
وقتے ڪنارم نیستے …
تصویر زیباے تو را …
ڪنجِ دلم چسبانده‌ام …
او را زیارت مےڪنم …
وقتے ڪنارم نیستے …
500x666_1555053654568787.jpg
بازنشر کرده است.
زمانی پخته میشی...
fw0z_281b71b301e8e7de38fe87fb5ef1c24d.jpg
بازنشر کرده است.
چه آرامشی دارد ،دلشکسته ای که همصحبتش خدا باشد...
photo_۲۰۱۹_۰۴_۱۲_۱۲_۰۸_۵۸.jpg
بازنشر کرده است.
دلم که میگیرد
تازه! هوای تو میزند به سرم!
راهم را از همه کج میکنم
مستقیم می آیم طرفِ خودت
آقای رئوفم راهم میدهی به حرمت؟
photo_۲۰۱۹_۰۴_۱۳_۱۹_۲۰_۱۷.jpg
بازنشر کرده است.
- تا تو با منی ،
زمانه با من است..
بخت و کامِ جاودانه با من است..
تو بهارِ دلکشی ،
و من چو باغ..
شور و شوقِ صد جوانه با من است..
بازنشر کرده است.
نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد تو از کدام راه می رسی خیالِ دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد
  • arash

    بسیار متن قشنگی بود

بازنشر کرده است.

دل دیوانه چه جائیست که باشد جایت
بر سر و چشمم اگر جای کنی جاست ترا
جان بخواه از من بیدل که روانت بدهم
بجز از جان ز من آخر چه تمناست ترا
بازنشر کرده است.
دعـای گوشـه نشینـان
بـلا بگـرداند
چـرا به گوشـه چـشـمی
به‌ مـا‌ نمی نگـری؟..
IMG_20190414_035956_368.jpg
بازنشر کرده است.
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد
سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است
چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی‌گیرد
من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار
اگر می‌گیرد این آتش زمانی ور نمی‌گیرد
خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت
دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌
بازنشر کرده است.
بر سر کوی غمش، بی سروپا باید رفت
گاه با خویش و گه از خویش جدا، باید رفت
تا به مقصود از این جا که تویی، یک قدم است
قدمی از پی مقصود، فرا باید رفت
رهبری جو، که درین بادیه هر سوی رهی است
مرد سرگشته چه داند که کجا باید رفت
تا نگویی سفر صوب حجازست صواب
وقت باشد که تو را راه خطا، باید رفت
عاشقان را چو هوای حرم کعبه بود
بر سر خار مغیلان به صفا، باید رفت
تا غبار سر کویت نشوم، ننشینم
وگرم خود همه بر باد هوا، باید رفت
خنک آن دم، که به بوی سر زلف تو مرا
به فدای قدم باد صبا، باید رفت
غرض از کعبه و بتخانه تویی سلمان را
چه کنم خانه پی خانه خدا باید رفت
نقد گنجینه آن خانه، چو در سینه ماست
به گدایی به در خانه، چرا باید رفت