"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ نرم

جانِ مادَرْ هایِ ♥مَفْقودالاَثَرْها♥ اَلْعَــجَلْ !اَللّهُمَ عَجِّلْْ ... بیشتر

"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ نرم
۴۳۰ پست
۳۶۰ دنبال‌کننده
۱۰۵,۶۷۸ امتیاز
۱۱۵ پسند
زن، متاهل
دین اسلام
ايران، ايلام، نقطهـ ی صفر مرزی
گرایش سیاسی ندارم

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
و ۵ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
میدانی آقاجان خواب مانده ایم
ازهمان روز اول همان روز در سقیفه
همان موقع کنار در خانه
میدانی اگر خواب نبودیم
◄کار به پهلوی مادر نمیرسید
◄به خار در چشمان پدر نمیرسید
◄به جگرِ سوخته مجتبی
◄به ظهر عاشورا
◄به زندان
◄به زهر
◄به غربت یتیمی نمیرسید
اگرخواب نبودیم کار به انتظار شما نمیرسید...
این مداد دست من است و پاکن دست شما
خط خطی کردن کارمن است و رو سفید کردن کار شما
اگر شما نبودی آبرویم آب میشد
بازهم مراببخش سربه زیر سلامت میکنم
بازنشر کرده است.
مَهسا ╰☆╮ ყεƙἶ-ყεძօղε ╰☆╮
آدم‌ها همدیگر را پیدا می‌کنند...
از فاصله‌های خیلی دور...
از ته نسبت‌های نداشته...
انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند!!!
می‌شوند همدم
می‌شوند دوست
می‌شوند رفیق
اصلا می‌شوند جانِ شیرین...
درست می‌نشینند روی طاقچه‌ی دلِ هم...
حرف‌هایشان یک جور خوبی دلنشین است
دل برای خنده‌هایشان ضعف می‌رود
اصلا بودنشان شیرین است...
وقتی هم که نیستند هی همدیگر را مرور می‌کنند
و مدام گوش به زنگ آمدن هم هستند
خدا اینها را نگیرد از هم...
خدا تو را نگاه دار باشد برای ما...ماندگارترین مهسا،عزیزترین و قدیمی ترین
بازنشر کرده است.
"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ ...
بچه ها این رومخی ، رومخی این بچه ها ان

سلام کنید آفرین ولی مخ این رومخی رو نزنیدها بار اول خودم کشفش کردم
ماندگار نیست بهش دل نبندید آخرش تلخی
مشاهده ۱۰ دیدگاه دیگر ...
و پس از دوسال
از ما
سلام...
بازنشر کرده است.
"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ ...
اولین ها هیچ وقت فراموش نمیشن ..
مثل اولین دوست
بی قراره ی نفر جان من ، دل دنیا رو نبر جانه من
به صدای تازه ای گوش نکن ، من قدیمی رو فراموش نکن
.
.
آی رفیق قدیمی تو که هنوز زندگیمی بگو کجا رو دنبالت بگردم
دیدگاه غیرفعال شده است.
و ۷ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
سلام
حدود 3 سال قبل ( سال 1394) همچین روزایی بود که به خانواده بلوک 13 پیوستم.
واقعیتش فکر نمی کردم تا الان توی بلوک بمونم ولی بلوک 13 من رو مجذوب خودش کرد.
توی این سه سال جز خوبی از کاربرای بلوک ندیدم.
خاطرات خیلی خوبی از اینجا دارم و بهتر از بلوک 13 شبکه ای رو نمی شناسم.
از مدیران محترم بلوک کمال تشکر رو دارم و امیدوارم بلوک روز به روز پیشرفت کنه و من هم بتونم همیشه در کنار شما باشم.
روزهای خوبی رو همراه با سلامتی برای همه شما آرزومندم.
موفق باشین.

12.jpg
مشاهده ۱۰ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ ...
دو حبه قند توى فنجان
گل گاو زبانِ نسترن مى اندازم
قيافه هاشم اقا عطارِ سرِ كوچه
مى ايد جلوى چشمم
يك تابلوى مقوايى فرو كرده
توى گونى گل گاوزيان
" براى رفع دل تنگى " ..
Untitled.png
  • "زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ نرم

    مهسا!
    وقتی داشتم به ذهنم فشار میوردم تا پسورد و کاربریمو به خاطر بیارم تمام مدت به این فکر میکردم چطور خودم رو به تو معرفی کنم و از تصویر فراموش شدم برای تو صحبت کنم و تقریبا بعد از چند بار پسورد اشتباه داشتم بیخیال می شدم!مهسای نازنینم...مهربونترین،پر از حس خوب شدم با دیدن پیغامهات...فوق العاده ای دخترو خیلی خوشحالم که باز قلمت رو خوندم...این شاید بهترین اتفاق امروزم بود،اینجا برای من بوی خاص خودش رو داره و آدمهای قدیمی که هیچوقت اونها رو ندیدم اما دلشوره های نوجوونیمو باهاشون زندگی کردم... امیدوارم تو هم از دیدن پیغام من همون اندازه شوکه و ذوق زده بشی که من با دیدن پیغامهای تو...میبوسمت دلبر

  • مَهسا ╰☆╮ ყεƙἶ-ყεძօղε ╰☆╮

    مگه میشه تو رو فراموش کنم یادمه قوتی تازه تو بلوک عضو شدم بعد از یک ماه پست گذاشتن و اینا
    عجیب به دلم نشستی با اون زبون شیرینش با کل کل اش
    اسمشو گذاشتم رومخی
    بودنت خیلی کوتاه بود ولی تو همون مدت کم منو شیفته ی خودت کردی
    نمیدونم چی شد که رفتی و از رفتن چند سال میگذره
    ولی من هیچ وقت فراموشت نکردم
    چون اولینا هیچ وقت فراموش نمیشند

بازنشر کرده است.
"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ ...
دومین نفری که سال 93 با ورود به بلوک 13 باهاش آشنا شدم
معرفی میکنم رو مخی
البته الان یکسال و اندی غایب ِ
ولی خیلی دوستش داشتم الانم دارم
دختر ِ با معرفتی ِ
بازنشر کرده است.
من بودم و
دل بود و
کناری و
فراغی...
جای خالیِ همه ی رفقا...
که لطفشان به ما ،برکسی پوشیده نیست
مشاهده ۶ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
مترسانیدمان از مرگ
ما پیغمبر مرگیم
خدا با ما که دلتنگیم
سرسنگین نخواهد بود
بازنشر کرده است.
"زینبـــ بانـو"افسرِجنگِ ...
•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••✦--✦••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•
ما از همان اول هم با بقیه فرق میکردیم
از آشنایی روز اولمان بگیر تا عاشق شدنمان
روز اول که آمدی هرگز فکرش را نمیکردم لیلی این قصه من باشم و مجنونش تو
داستان ما تازه شروع شده بود
نقش اول این داستان من بودم و...
و چه میدانستم آنکه باید باشد تو هستی
از کار خدا درعجبم
چگونه یک شبه معادلات این دل سنگی را بر هم زدی؟
تو که بودی که با حضور تو طعم تلخ زندگی به شیرینی لبخندهایت تبدیل شد؟
بمان،بگذار آخر این دفتر را جور دیگری رقم بزنیم.تو مجنون باش و من مجنون ترین لیلی دنیا
مجنون داستان های لیلی دوستت دارم

[ ]
•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••✦--✦••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•