❤❤مدیر ارشد همحس❤❤
حامی طلایی
۳۱,۸۲۴ پست
۱,۵۹۱ دنبال‌کننده
۵,۴۸۶,۶۰۵ امتیاز
۵۱۰ پسند
مرد، مجرد
۱۳۶۳/۰۵/۰۴
دین اسلام
ايران، تهران
سیگار نميکشم
قد ۱۷۸

تصاویر اخیر

و ۷ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
دنیای مجازی به ما آموخت:
همه میتوانیم باهم مهربان باشیم....
حرف دلمان را آزادبنویسیم وبیان کنیم....
میتوانیم خودمان باشیم....
میتوانیم ازدوردوست بداریم ودوست داشته شویم....
میتوانیم به کسانی دل ببندیم که هرگز ندیدمشان....
میتوانیم جنسیت رافراموش کنیم وبدون توقع رفاقت کنیم....
این فضا به ما آموخت:
دیگران رابپذیریم بی آنکه بدانیم کیست وچیست؟
*دنیای مجازی فضای"دل"ماست*
(redrosewallpaper2).jpg
مشاهده ۱۴ دیدگاه دیگر ...
  • ❤❤مدیر ارشد همحس❤❤

    این دنیا به ما آموخت :
    تقدیم کردن یک گل و تحسین کردن زیباییها و احوالپرسی با جنس مخالف گستاخی نیست بلکه محبت و احترام است
    آموخت :
    دیگران را بپذیریم بی انکه بدانیم کیست و چیست؟
    در دنیای واقعی خیلی ها در جمع تنها هستند
    در دنیای واقعی نزدیک شدن ودوست داشتن قشنگ است
    در دنیای واقعی کسی حرف غیر دل نمی زند
    در دنیای واقعی بی پول که شوی فراموش می شوی
    در دنیای واقعی اگر ساده و بی ریا باشی کودن محسوب میشوی
    در دنیای واقعی دورترین نزدیکی های یکدیگر هستیم
    "دنیای واقعی فضای دل ماست"

بازنشر کرده است.
و خدا درباره‌ی تمامِ قلب‌هایی که شکستی از تو خواهد پرسید.
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

بوی اردیبهشت می آید در این حوالی...
بوی لوس ترین دختر بهار...که لای موهای فرخورده ی خرمایی رنگش عطر شکوفه های گیلاس است و از چشمهای سبزش شیطنت میبارد...
خلاصه که آب و جارو کنید راه را برایش...
این دخترک لوس بهاری دلش به نازکی شیشه و قهرش به سختی صخره هاست...حسابی هوایش را داشته باشید...
تا میتوانید عاشقش باشید و بوسه خرجش کنید و دل به دلش بدهید...
سنگ تمام بگذارید ها...
نبینم یک وقت اخم کند این دخترک لوس چشم سبز بهار که روزگارتان را سیاه میکنم...
با اردیبهشت جانِ جان لطفا کمی مهربان تر تر باشید...

1053500x471_1492919735259489.jpg
بازنشر کرده است.

بہ ساز من ڪہ میرقصی
قیامت میڪنی بہ‌بہ
چہ طوفانی بہ پا ڪردے
قلم شاید تو هم مستی ؛
زمین مست
زمان مست
مخاطب مست شعرم شد
بنازم دلبرےهایت
قلم الحق ڪہ تردستی ..!!

sun_535599_img_500x680_1618597967129082066.png
بازنشر کرده است.
«من عضوی از وجود تو بودم که قطع‌اش کردی، تکه‌تکه‏‌اش کردی، تقسیم‌اش کردی، و تکه‌ٔ بزرگ‏ترش را با خودت بردی، بی‌آنکه توانسته باشی من را از آن تکه‏‌ جدا کنی.»
نامه از به مرال چلن
- برگردان داوود وفایی
بازنشر کرده است.
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را
به تو می‌بخشد،
جز درک حس زنده بودن
از تو چه می‌خواهد؟
بازنشر کرده است.
احوال دل مپرس، که خون ریزد از قلم،
وقتی‌که می‌رسم سرِ شرحِ بیانِ دل
بازنشر کرده است.
لبخند...
مگر همین لبخند سر‌پا نگه‌ام دارد
دیواری پوسیده‌ام
که اگر قاب عکسش را برداری
فرو می‌ریزد.
بازنشر کرده است.
دو نفر می‌توانند
در یک رختخواب بخوابند
و کماکان،
هنگامی که چشمانشان را می‌بندند
تنها باشند.

- سرزمین عجایب و پایان جهان
IMG_20210418_152425_654.jpg
بازنشر کرده است.
چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد. چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچ‌کس، مطلقاً هیچ‌کس از مرگم متأثر نخواهد شد و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود.

ـ تهوع
IMG_20210418_152235_223.jpg
بازنشر کرده است.
لحظه‌ای می‌رسد که به دوردست‌ها خیره می‌شوی
به باشکوه‌ترین روزهای زندگی‌ات،
و می‌گویی اشتباه کرده‌ام
اشتباه کرده‌ام...
لحظهء شکست عشق دربرابر عقل
لحظهء غم‌انگیز شکست دردناک عشق
دربرابر عقل
IMG_20210418_152115_096.jpg