ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)

مشخصات

ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
35663 امتیاز
2652 پست
مرد - متاهل
1374/07/22
ديپلم
اسلام
ايران - بوشهر - بوشهر
با همسر
معاف
نميکشم
ندارم
Samsung

دنبال‌کنندگان

(88 کاربر)

بازدیدکننده

510 کاربر

حرف دل ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون) :
_

ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)

http://ashqaneh21.mihanblog.com/
Untitled-1.jpg
16 دیدگاه · 1395/10/20 - 00:49 · ش: 1309011377 ·
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
روزها رفتند و من دیگر ، خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان ، میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید ، عاقبت روزی به دیدارم
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت ؟
روزگار با ما خوب تا نکرد ، ما را خوب “تا” کرد …
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ ولی
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ
ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !
کافی است ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ ؛ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ …
.
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ ولی
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ
ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !
کافی است ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ ؛ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ …
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
غمگینم مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد !
1 بازنشر:
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟ گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر …
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
تنها تویی در آسمان قلبم، که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارم
که هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم. با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیست احساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را، تنها تویی در آسمان قلبم که مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم، اوج میگیری در آسمان آبی احساسم و مرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانی تنها تویی در آسمان قلبم، تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم و عاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربانت تنها تویی در سرزمین احساسم، تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلم از جنس عشق میشود خاک این سرزمینی که روزگاری بود هیچ رهگذری از آن عبور نمیکرد آری روزگاری بود که هیچ ستاره ای در آسمان قلبم نمیدرخشید. هیچ خورشیدی طلوع نمیکرد تنهایی بود و تنهایی ، آمدی و گفتی که از جنس مایی. عشق را میشناسی ، همیشه با ما می مانی من و قلبم نیز تو را باور کردیم. در آسمان آبی احساس جشن عشق را برپا کردیم… تنها تویی در قلب پر از احساسم، تنها تو خواهی ماند در آسمان قلبم
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
سلام عشقم داری میخونی اینو؟؟ یادته قرار بود همه به عشقمون حسودیشون شه؟؟

یادته قرار بود تا آخرش با هم باشیم همیشه؟؟ یادته بغلت کرده بودم گفتم اگه یه روز بری چی کار کنم؟؟

توم گفتی هیییس !! من قرار نیست از پیشت برم ..؟! کیی اومد تو زندگیت که من رفتم از خاطراتت؟؟

کیی تونست بیشتر از من تورو بخواد؟؟خیلی سوالا توی مغزمه ولی هر چی بیشتر فکر میکنم بیشتر به پوچی میرسم

بعضی وقتا سوالا آسونن .. ولی جوابا سخت … تو که جونمی عمرمی زندگیمی عشقم بودی چرا رفتی پشتمو خالی کردی ؟؟>

ولی اینو بدون که من بخاطر لبخندت دنیا رو به آتیش میکشم. داری دیگه میشی برام رویا، یک رویا که هر شب بخاطرش قرص آرام بخشمو زود زود تموم میکنم …
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه….. وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .… وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری … اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست ….. آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه…… وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار کنی ….. وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس های ؟ جاری ….. اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد ؛ اون زمان که دل اشک هم شکسته ؛ مثه دل تو !!! آروم که چشاتو ببندی ؟ می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی …. خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی…. بدوون ؟ …بدون پاهای ؟…. اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری … برگشتی که ؟ با خودت ببری !!! ؛ حالا … حالا … اون دیگه نیست … اون دیگه وجود نداره.. دیگه حرفی ندارم …
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
وقتی کســـــی در کنـــــــارت هست
خوب نگــــــاهش کــــن
بـــــه تمــــــــام جــــزئیــــــاتــــــــش
به لبخنـــــد بین حرف هایش
به سبــــــــک ادایـــــــــ کلمـــــــــاتــــــــش
به شیــــــــوه ی راه رفتنــــــــش، نشستنـــــــش
به چشـــــم هایش خیره شو
دست هـــــــایش را به حافظــــــه ات بسپار
گاهی آدم ها انقدر سریع میروند ،
که حسرت یک نگاه سَرسَری را هم به دلت میگذارند !
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
وقتی میفهمیم قرار از دستش بدیم
دو دستی میچسبیم بهش . !
همین که مطمئن میشیم از دست دادنی نیست
شروع میکنیم به جفتک انداختن . !
.
دیدگاه · 3 ساعت قبل در قلبهای مه.. · ش: 1309044023 ·
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند
دیدگاه · 3 ساعت قبل در قلبهای مه.. · ش: 1309044021 ·
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
عـــــزیزانی هستند که هیچ وقت تـــَــرکِت نمیکنن
امـــــّـــا . . .
خوب بلدن کاری کنن که خودت ،
یواش ، یواش ، پاورچین ، پاورچین ، ترکشون کنی!
دیدگاه · 3 ساعت قبل در قلبهای مه.. · ش: 1309044019 ·
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
ƨɣєɗ єɦƨʌɲ(مدیر قلبهای مهربون)
”باختم‏”‏ تا دلخوشت کنم ؛
بدان برگ برنده ات سادگیم نبود .. دلم بود !
.
دیدگاه · 3 ساعت قبل در قلبهای مه.. · ش: 1309044018 ·
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15