خـود نـویس

✔ قَـلَـم ✔ ذِهـن ✔ واژه ✍ نِویسَـنده ☜ خـودِت بـاش! بیشتر

خـود نـویس
۱۰,۶۹۰ پست
۴۵۵ مشترک
۴۰۸ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۱۷
مبنای تعداد هوادار رتبه ۱۱
مبنای تعداد ارسال رتبه ۲۴
و ۱۱ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
✜❤️✜
سلآمــــْـ بــِـه دوسـْـــتآيِ

اُميـدوارمـ كـِـــه گـُــروهِ ؛
تونِستـه بآشه تا بـِـه حــآل شمـارو جلـب كـردهـ بـاشـِــه (◍•ᴗ•◍)

همينـطور كه از اسـمِ گروهمـون پيـداسْت ؛
مـــآ ؛
بــايـَد دَر جهـتِ گذاشـتنِ پستايِ بآشـه ..!

دسْـت بـِـه بِشــيــم تا گُفـتِه ها و ناگفتِـه هامون رو كُنيـم
و
از اينــكـِــه تونستيـم
واژِه هــايِ اهلِ رو وارد يه جديد كنيـم لذتــ ببـريم ..!


تا بِــتـونيم ايـــنْ رو دَر خودمون تقـويت كنيـم و به نوعـي 【خـآص 】باشـيم .!

سَعـي كنيـم از ❤️ــون مايـِـه بذاريـم
و
گروهِ خودنـويس رو كـه
┘◄ از هرگـونِه و هـَســت رو زيـر سوْال نبـريـم❗️

كـه كارِ سختـي نيســْـت؛ بــاcopy ميشـــــِه و به paste ميشه ..!

حـَتــي خودمون هـــَــمـ به همچين پستآيِ …(!)
و
دَر اخَــــــر
ايـــنْ كـِـــه مارو ميكـنه ..じ

【خــُودنـِـويس】 باشـــيم
و
【خــاص 】بمانيـم !


ے 】
✜❤️✜
مشاهده ۴۰ دیدگاه دیگر ...
دیدگاه غیرفعال شده است.
مسئله های کوچیک حتی
وقتی نیست ،
کم کم اعصاب خورد میکنه
کم کم اعصاب ضعیف میشه
کم کم، کم میاری
ولی یه روز همش فوران میکنه
وقتی بهش فکر میکنم از اون روز و خودم میترسم!
از کتابی که نوشته نشد.،
بازنشر کرده است.


*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
یک قدم مانده تا کوچه بهار
این کوچه کلی خونه های رنگی داره
چهارمین خونه مونده به آخر خونه منه
و من پسر بهار در آستانه‌ی نو شدن
قدم برمیدارم و میدانم این بهار نیز میگذرد...
اما به چه قیمتی، نمیدانم!
راه دراز و حرف زیاد و فرصت اندک...
و من در یک قدمی کوچه بهار پیوسته در حرکتم...


*-*-*-*-*-*-*-*-*

photo_2019-03-20_10-39-11.jpg
چقد داره خودشو نگه میداره که نپره .،
دیدگاه غیرفعال شده است.
+مراقبش هستی؟
به بالا نگاه میکنه ،
جواب تو دلش اره است
+اما اون دفه سرماخورده بود
!
از کتابی که نوشته نشد.،
دیدگاه غیرفعال شده است.
وسط نماز
یهو یه دلهره میوفته به جونش
بلند میگه : سبحان ربی الاعلی و بحمده
باز بلند میگه،میدونه نباید بلند بگه اما اگه نگه نمازش میشکنه از فکر و استرس
تموم که میشه میگرده دنبال پول واسه صدقه با خودش میگه بلا دور میکنه ازش
اصن مطمئن نیست این دلهره به او مربوط بشه اما این روزها
ینی خیلی روز ها میشه که هرچیزی رو به او ربط میده ناخوداگاه
پول پیدا نمیشه وایمیسه واسه نماز میخواد نیت سلامتیش بکند
میگه:دو رکعت نماز برای رضای خدا توی دلش میگه به نیت سلامتیش ...
هرچی فکر میکنه یادش نمیاد اخر نیت چی میگفت،چرا؟!
سعی میکنه تمرکز کنه،یادش میاد .
نماز میخونه با قلبی که وقتی ذکر هارو میگه تو گوشش میکوبه!
سجاده رو میبنده اما هنوز دلهره داره .،
از کتابی که نوشته نشد.،
دیدگاه غیرفعال شده است.
+من دیوونم؟
-کی پس دیوونس؟میری تو تراس با اونی که نیست حرف میزنی !
از کتابی که نوشته نشد .،
یه مثلی هست که میگه کور وارد خانه ی مردم شو، لال از آن بیرون بیا...

یعنی عیب و ایراد میزبانو نبینید و براش حرف درنیارین. حواسمون باشه تو دید و بازدیدای عید این نکته رو رعایت کنیم
photo_2019-03-16_22-41-19.jpg
امشب هم تورو آرزو میکنم
با همون خودخواهی سال قبل شاید یکم هم بیشتر .،
دیدگاه غیرفعال شده است.
یک سال پیش شب ارزو ها که بود نمیدونستم
به اسمون که نگاه میکردم بی اختیار تورو خواستم اما نه مثل همیشه اونشب تو اون نگاه خودخواه شدم و خواستم تو مال من باشی حتی اگه من بد باشم ..
دیدگاه غیرفعال شده است.

روزگار چه میکنه با آدم ...
7سالم بود از بابام خواستم برام ارگ بخره
خیلی علاقه داشتم به موسیقی...
گفت سال دیگه ...
سال دیگه نه خودش بود
نه من ارگ داشتم...
*
سال ها گذشت تا بفهمم ارگ گرون بود و نخریده
ولی اگه اون موقع به ارگ میرسیدم
الان به جای معمار حتما ارکستر میشدم

میخوام بگم مسیر زندگی آدما با یه اتفاق عوض میشه
هنوزم به موسیقی علاقه دارم
اما دیگه دلم ارگ نمیخواد...

دیدگاه غیرفعال شده است.