بیتاب

بعضی وقتا اینقدر قلبت به فشاره که اگه چشمات به دادت نرسن، میمیری. را ... بیشتر

بیتاب
۱,۹۹۷ پست
۶۴ دنبال‌کننده
۱۲۵,۳۳۳ امتیاز
۲۱ پسند
زن
خانه دار
ايران، تهران

تصاویر اخیر

و ۱ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه می فشارمت، اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت، اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت، اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت
اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت
من دارمت هنوز ، تویی که نداری ام
ظلمانِ شب است
و عجب خوفِ مهیبی
دلآرام کجایی تا به آغوش بگیری مرا..♥
مشاهده ۵۷ دیدگاه دیگر ...
  • an-ho *معاون ارشد قلبهای مهربون*

    ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم
    ای تشنگان ای تشنگان من قطره را دریا کنم
    ای طالبان ای طالبان کحال ملک حکمتم
    من کور مادرزاد را در یک نظر بینا کنم

  • jim

    از عشق تراوش شده حس ها همه حال انچه بوده حس درون بوده این بار
    گرچه عشاق همه گیرو گرفتاره دلند .. ما کجا و دل کجا و دل او هست کجا ...

بازنشر کرده است.
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
بازنشر کرده است.
قسم به عشق که هیچ به دل نشسته ای ز دل نخواهد رفت♥️ [✨♥️
  • amir

    لایک

بازنشر کرده است.
غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت برای تماشا خوش آمدی
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من، به اخرین شب دنیا خوش آمدی
پایان ماجرای من و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ای عزیزترین میمهان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
بازنشر کرده است.
و زندگی همین است...
در سایه‌ای به دور از هیاهوی آدم‌ها دو فنجان قهوه باشد، تو باشی و من...
شیرینی‌اش هم بماند پای چشمانمان..
بازنشر کرده است.
روے هر بیت از غزل از تو نشانے داشتم
با تو در پایان شعرم گفتمانے داشتم
تا ڪه مے خندید لبهایت به شوق بوسه ایی
خط به خط هر غزل طبع روانے داشتم
در شروع و مطلع و تا مقطع هر خنده ایی
از لبانت واژه هاے بیڪرانے داشتم
با نگاهت مے سرودم صد غزل تا آسمان
در وراے آسمانت ڪهڪشانے داشتم
بید لرزان نگاهت وقت نقد بوسه ها
مے گرفت آرام و از آن ارمغانے داشتم
مے ڪشیدم از تو تصویرے به زیر هر غزل
با تو تا پایان شب عیش عیانے داشتم
من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟
دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست
به زبان آورم ان را که تمنا دارم
چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم
با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وا دارم؟
چیزی از عمر نمانده ست ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه می فشارمت، اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت، اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت، اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت
اصلا خطاست اینکه بگویم ندارمت
من دارمت هنوز ، تویی که نداری ام
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره‌ی آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
بازنشر کرده است.
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم
من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم
عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم !
چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی
بشود دور و برت باشم و جرات نکنم...
عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد...
بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم !
بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم
تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم
بی تو با خاطره ات هم سر دعوا دارم...
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم !
بازنشر کرده است.
گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهم
قطره های اشک‌ ِسرد بی گناهم را بفهم
لرزش ِ پیوسته ای دارد صدای هق هقم
های های ِ گریه در هنگام آهـم را بفهم
روزگار سرد و تاریکی دچارم شد رفیق
بختک ِ افتاده بر بخت ِ سیاهم را بفهم
با زبان اشک ِ نم نم با تو میگویم سخن
معنی ِ نا گفته های ِ در نگاهم را بفهم
می ترواد بغض های شعرم از چشم قلم‌
در غزل ها شکوه های گاه گاهم را بفهم
در مسیرِ زندگانی کفش ها یارم نشد
قصـه هایِ نا رفیق ِ نیمه راهم را بفهم
از نبودت هیچم و ویرانتر از مخروبه ام
لااقل‌ بانو عسل حال ِ تباهم را بفهم
✌✌