Yąℓŋıẕℓığą-ɱąɧҡųɱ

کسی که تو رو نمیبینه نگاش درگیر یکی دیگس، حالا تو هی خودتو تغییر ب ... بیشتر

Yąℓŋıẕℓığą-ɱąɧҡųɱ
۱,۳۵۸ پست
۹۲ دنبال‌کننده
۱۱۷,۴۷۶ امتیاز
۳۶ پسند
زن، مجرد
۱۳۸۰/۰۶/۱۱
ديپلم
ايران، لرستان
سیگار ميکشم
تنفر،سیگار،الایژا،دنیل گیلیز،کیلین مورفی
instagram.com/ii__elaijh ...

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

داستاלּ آدماے دلشکستہ خیلے کوتاهہ
میپرسے چے شده، میگن هیچے

بازنشر کرده است.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست
بازنشر کرده است.
گر آب دهی نهال،خود کاشته ای
ورپست کنی بنا خود افراشته ای
من بنده همانم که تو پنداشته ای
از دست میفکنم چو برداشته ای
بازنشر کرده است.
#ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
#آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
#زان پیش که در باغ وصال تو دل من
# از داغ فراق تو برآسود، برفتی
#ناگشته من از بند تو آزاد، بجستی
#ناکرده مرا وصل تو خشنود، برفتی
#آهنگ به جان من دلسوخته کردی
#چون در دل من عشق بیفزود برفتی
بازنشر کرده است.
الهِجرانُ عُقوبَةُ العِشقِ
جدايى، كيفر عشق است...
بازنشر کرده است.
بعد هر آمدنت،رفتن اگر هست نیا...
بازنشر کرده است.
هنر ، وسیله ‌ایی برای تزئین خانهٔ بورژوا نیست؛
هنر یک ابزار و سلاح است برای نبرد ...
نوشته از: پیکاسو
بازنشر کرده است.
از تو پُر است خانه ،
حتی اگر نباشی ...!
نوشته از: حسین منزوی
بازنشر کرده است.
بیا زندگی کنیم!
خورشید روزی دو بار طلوع نمیکند،
ما هم دو بار به دنیا نمی‌آییم.
هر چه زودتر به آنچه از زندگی‌ات باقی
مانده بچسب...
از کتاب: یک مرد ناشناخته
نویسنده: آنتوان چخوف
بازنشر کرده است.
آرام؟
آرام برای چه باید گرفت؟
وقتی بمیریم، خود به خود آرام می گیریم!
پیش از آنکه بمیریم که نباید بمیریم...
از کتاب: کلیدر
نویسنده: محمود دولت آبادی
بازنشر کرده است.
خنک آن دم که نشینیم
در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت
به یکی جان من و تو..
شاعر: مولوی