✔ علـ بابا ـــی

منحَصر به " تُو " ترین آدمِ رویِ زمین منم . باور نمی کنی ؟ از شعر ... بیشتر

✔ علـ بابا ـــی
۲,۷۳۰ پست
۱۲۴ دنبال‌کننده
۱۷۸,۱۴۹ امتیاز
۲۸ پسند
مرد، متاهل
فوق ليسانس
دین اسلام
ايران، تهران
شعر وادبیات فارسی

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

گفت:
کتاب هایت را بسوزان
دفترت را، هم ...
از هرچه شعر است و شاعر
حالم بد است
و ... رفت.
.
بعد از سالها
شاید شاعر شود و برگردد،
با دفتری رنگی
از شعر های تر ...
.
خدا را چه دیدید ؟
/
" . . . "

/


... !/
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

بخت نافرجام
اگر با عاشقان ياری کند.
،
يارِ عاشق سوز ما
تَرک دلازاری کند.
/

( رهی معيری )
/


... !/
بازنشر کرده است.

جهان عشق است و دیگر زرق ‌سازی
همه بازی ست ،
اِلّٰا عشق بازی !!!
.
کسی کزعشق خالی شد،
فسرده‌ست
گَرَش صدجان بُوَد
بی‌عشق
مُرده‌ست!
/

( نظامی )
/


... !/
بازنشر کرده است.


ما بر در عشق
حلقه کوبان
.
تو قفل زده
کليد برده...
/

( مولانای جان )
/


... !/
بازنشر کرده است.

به جناب عشق گفتم
تو بیا دوای ما باش
.
که به پاسخم بگفتا
تو ، بمان و مبتلا باش . . .
/

( سعید خاکسار )
/


... !/
بازنشر کرده است.

دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
.
شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند
.
خون صاحب نظران ریختی ای کعبه حُسن
قتل اینان که روا داشت؟ که صیدِ حرمند
:
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند

/

( عالیجناب سعدی )
/


... !/
بازنشر کرده است.

آشنا با روزهای سخت در پیشیم ما
فارغ از اندوه فرداییم! درویشیم ما
.
هستی ما چون سرابی جلوه‌ای از نیستی است
کمتر از هیچیم اما از عدم بیشیم ما
.
در سر ما بی‌گمان جز فکر ابروی تو نیست
ساده‌اندیشی که می‌گویی کج‌اندیشیم ما
.
چون قناری در قفس هم‌صحبت آیینه‌ایم
آه! تنها همدم تنهایی خویشیم ما
:
پیش تو هم شاعر و هم عاشق و هم عارفیم
با تو همدم، با تو هم‌دل، با تو هم کیشیم ما

/

( علی مقیمی )
/


... !/
بازنشر کرده است.

من عاشقِ عشق و عشقْ هم عاشق من .
تَنْ عاشقِ جان آمد و جانْ عاشقِ تن.
.
گَهْ من آرم دو دست اَنْدَر گردن .
گه او کَشَدم چو دلربایانْ گردن.
/

( مولانــــای جان )
/


... !/
بازنشر کرده است.

رفتی و ... رفتنت ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺍ ﺭﯾﺨﺖ به هم
ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻫﻤﻪ‌ی فلسفه ﺭﺍ ﺭﯾﺨﺖ به هم
.
ﺁﻣﺪی ﻭ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ:
ﺁﻥ همه ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺭﯾﺨﺖ به ﻫﻢ؟

/


... !/
بازنشر کرده است.

زان می ترسم
که از دل آزاریِ تو
،
دل خون شود و
تو درمیانش باشی...
/

( ابو سعید ابولخیر )
/


... !/
بازنشر کرده است.

چنان بنشست نقش دوست در آیینهٔ چشمم
که چشمم عکس روی دوست می‌بیند ز هر سویی
.
اگر چه هر سر مویم ازو دردی جدا دارم
دل من کم نخواهد کرد از مهرش سر مویی
/

( فخرالدين عراقی )
/


... !/