آرش(دکتر_مدیر گروه از اون خوباااااااااااااااااااان دوست دار همه خوبان)

بیشتر

آرش(دکتر_مدیر گروه از اون خوباااااااااااااااااااان دوست دار همه خوبان)
۱۰,۲۹۳ پست
۲۴۹ دنبال‌کننده
۱۲۲,۷۶۵ امتیاز
۱۱۹ پسند
مرد، متاهل
۱۳۵۱/۰۲/۰۸
ليسانس
کارشناس بیمه خودرو و مشاور مالی در بیمه عمر وسرمایه گذاری مان
دین اسلام
ايران، گيلان
زندگی با همسر و فرزند
سربازی رفته ام
سیگار نميکشم
گرایش سیاسی ميانه
فعلا پراید

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
با سلام خدمت تمام دوستان خوبم در گروه از اون خوبا .

من از طرف دیگر دوستان خوبم به تمامی شما عزیزانی که

در بلوک 13 در گروه خودتون یعنی از اون خوبا عضو شدین

تشکر و قدر دانی میکنم. و بهتون خوش امد میگم

امید وارم در کنار دیگر دوستان خوبمون ساعات خوب خوشی رو داشته باشیم .
مشاهده ۷ دیدگاه دیگر ...
در گذرگاه زمان به دوردستها می نگرم
به آن سـو...
به آن ناکجا ...
به آن ناپیدا ...
به آنجا که می خواهم لحظه‌ای را
بی دغدغه در آن مکان رویایی سپری کنم
خود را به دستهای مهربان نسیم می سپارم
تا مرا با وجود خود به آغوش آسمان ببرد
به آن اوج
به آن دست نیافتی...
زیاد حس نگیر این مطلب فقط یک نوشته است .
هی رفیق کودکی که براحتی گذشت ...حداقل نذار جوونی براحتی بگذره و تو فقط تماشاگر گذرش باشی ...نذار چند سال دیگه بگی جوونیم گذشت ...
نذار ...
آهنگ ...آهنگ ... لعنتی چند سال قبلو یادم آورد ... رانندگی تو حال عجیب ... انقد محوش میشدی که نمیفهمیدی کی رسیدی مقصد
کودکی‌ام نشسته بود روی سه‌چرخه. شیطنت می‌کرد. بوق می‌زد. دلخوش بودم به بودنش. یهو حواسم پرت شد، رکاب زد و دور شد. آنقدر تند و سریع از من دور شد که من به گرد پایش هم نرسیدم. کاش کسی چرخ‌های سه‌چرخه‌اش را پنچر می‌کرد. کاش می‌ایستاد تا کمی نفس تازه کند.
کودکی که هیچ‌گاه خسته نمی‌شود، هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود.
زندگی از جایی راحت میشه که آدم یاد میگیره هر چیزی ارزش فکر کردن نداره
ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگانی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتی که با کمال شتابزدگی انتظار گذشتن انرا داشته ایم .
دلت را بتکان
دلـت را بتـکان ...
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند
فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن و بزن به دیوار دلت ... دلت را محکم تر اگر بتکانی
تمام کینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها وحالا آرام تر، آرام تر بتکان
تا خاطره هایت نیفتد
تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟
خاطره، خاطره است
باید باشد، باید بماند ...
آرزوهایت ... کافی ست؟
نه، هنوز دلت خاک دارد
یک تکان دیگر بس است
تکاندی؟
دلت را ببین
چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟ حالا این دل جای "او"ست
دعوتش کن
این دل مال "او"ست...
همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا
و حالا تو ماندی و یک دل
یک دل و یک قاب تجربه
یک قاب تجربه و مشتی خاطره
مشتی خاطره و یک "او"... خـانه تـکانی دلـت مبـارک
هر وقت توانستی به کسی آرامش ببخشی بدان عاشق شدی
و گرنه عشقی که آرامش معشوق را بگیرد خودخواهی است.
گزارشگر خبری ۲۰:۳۰: چرا خاویار در سبد غذایی مردم ما وجود ندارد؟
پ. ن: خاویار؟! والله تو سبد غذایی اروپایی‌ها هم خاویار غذایی لاکچری است. شما بپرس چرا بعضی مردم توان خرید تخم مرغ ندارند، تخم ماهی بماند حالا …
شما دوبار جواب تلفن مادرت رو نده، به یه چیزایی فکر میکنه که حتی تو فیلم های جنگیر و کانجرینگ هم اتفاق نمی‌افته
بابام اومد خونه باصدای بلند صدام زد گفت:
برات اپل خریدم, بیا بخور