طاها ملک
۴۴۸ پست
۴۷ دنبال‌کننده
۶۸,۲۸۰ امتیاز
۱۱ پسند
ليسانس
موبایل ف
ايران

تصاویر اخیر

سَلآم × طاها ملک × هَستم، جَمع صَمیمی ⟪
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
با اینکه خلق بر سر دل می نهند پا
شرمندگی نمی کشد این فرش نخ نما
بهلول وار فارغ از اندوه روزگار
خندیده ایم! ما به جهان یا جهان به ما
کاری به کار عقل ندارم به قول عشق
کشتی شکسته را چه نیازی به ناخدا
گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
ی76567.jpg
بازنشر کرده است.
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سال هاست هیچ نمی آورم به یاد
بی اعتنا شدم به جهان بی تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد
من داستان آن گل سرخم که عاقبت
دلسوزی نسیم سرش را به باد داد
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد
photo_2019-09-14_23-07-56.jpg
بازنشر کرده است.
⁣این هدیه را اگر نپذیری کجا برم
جان است جان!
اگر تو نگیری کجا برم
یار عزیز! یوسف من کم تحمل است
این برده را برای اسیری کجا برم
بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه
موی سفید را سر پیری کجا برم
ای قلب زخم خورده ی بیمار، من تو را
گر پیش پای دوست نمیری کجا برم
جان هدیه ای ست پیشکش آورده از خودت
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم
Heavenly_619.jpg
بازنشر کرده است.
تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم
همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم
دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم
یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
13108981-9020-l.jpg
الفت چه طلسمی‌ست که باطل شدنی نیست
اعجاز تو ای عشق نه سحر است نه جادوست
photo_2019-09-14_14-57-04.jpg
بازنشر کرده است.
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
می شنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانی ست
در به در در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم
636091273413966810.jpg
بازنشر کرده است.
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری است
جای گلایه نیست! که این رسم دلبری است
هر کس گذشت از نظرت در دلت نشست
تنها گناه آینه ها زودباوری است
مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است
سهم برابر همگان ، نابرابری است
دشنام یا دعای تو در حق من یکی است
ای آفتاب هرچه کنی ذره پروری است
ساحل جواب سرزنش موج را نداد
گاهی فقط سکوت جواب سبکسری است
3shahrzad.jpg
بازنشر کرده است.
خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قاعده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
pouya359.jpg
بازنشر کرده است.
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد
12.jpg
بازنشر کرده است.
کوچ تا چند ،
مگر‌ می شود از خویش گریخت؟!
36C1C384-3C59-442F-9592-AA36DDD22A43_w1023_s.jpg