طاها ملک
۷۸ پست
۱۹ دنبال‌کننده
۶۸,۲۸۰ امتیاز
۵ پسند
ليسانس
موبایل ف
ايران

تصاویر اخیر

سَلآم × طاها ملک × هَستم، جَمع صَمیمی ⟪
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
در شب اول قبر سلطان العارفین جناب بایزید بسطامی را پرسیدند :
خدای تو کیست فرمود : بنزد خالق خویش برگردید و
او را بپرسید : که بنده تو کیست ؟
اگر نام من در بندگانش بود پس خدای من اوست و گر نباشد
دگر گفتن من چه سودی بخشد چون مرا به بندگی نپذیرفته باشد ...
DSCF1656.jpg
گاهی وقتها
درگیر و دار عمر ...در پشت لحظه های پر از بیم و بی کسی
.................آنقدر از زندگی ام خسته می شوم
که دلم میخواهد ...قبل خواب
ساعت بیداریم را بروی هیچوقت کوک کنم...!!!!
ی1ی.jpg
عمریه غم شده مهمون دلم....از دو رنگیها پریشون دلم
آدما همدیگه رو گول میزنن.........دست نزار روی دلم خون دلم
اونکه از رفاقت و مردونگی دم میزنه
بی امون از پشت سر خنجر به آدم میزنه
خط باطل میکشه رو شوق و سرمستی تو
میدوزه چشم طمع بر همه هستی تو...
13551592_615940815231828_816900010_n.jpg
بس در سر زلف بتان جا کردی ایدل
ما را میان خلق رسوا کردی ایدل
غافل مرا از فکر فردا کردی ایدل
تا از کجا ما را تو پیدا کردی ایدل
روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی..............ایدل بسوزی هر گنه کردی تو کردی..
ای آبرو ریز ای دل دیوانه من
ای از قرار و صبر و دین بیگانه ی من
ای از تو پر خون جای می پیمانه من
ای از تو ورد هر زبان پیمانه من
تا چند هرشب تا سحر بیدار باشم....................با مرغ شب دمساز و با غم یار باشم..
عکس کتايون رياحي در نقش زليخا و ميوه هاي جلويش .jpg
سالها بعد
قهرمان فیلم کسی نیست
که شهر را از دست هیولای غول پیکر نجات دهد
به تنهایی از عجیب ترین زندان ها فرار کند
و یا یک تنه ارتشی را حریف باشد..
سال ها بعد
قهرمان قصه کسی است
که جرات می کند
و میان "آدم ها"
عاشق می شود..
427689569-parsnaz-ir.jpg
جناب بایزید بسطامی ره فرمود:
عالم علم برگرفت...زاهد زهد برگرفت وعابد عبادت وبه پیش حق رفتند..
تو پاکی برگیر وپیش او شو که او پاک است و پاکان را به دوستی گیرد..
88(4).jpg
بازنشر کرده است.
اورده اند که روزی سلطان اولیای حق جنید بغدادی (ره )درب خانه ای را به طلب آب کوبید
به وقت خوردن چشمش به دختری که او را آب داده افتاد و دل از کف داد چو مجنون به دیوار تکیه زد
وبا ناله میگفت : چه تاوان سنگینی ... دلم شد بهای جرعه ای آب ....
صاحب خانه چون ناله اش شنیدند : او را گفت: به حمام رو سر و روی صفا ده و رخت دامادی بپوش که من نکاح دختر خویش یا شیخ بر تو بندم.
چون از حمام به رخت دامادی بیرون شد: ناگهان ندائی از حق او را گفت: یا جنید به یک نگاه لباس اهل تقوی از کف بدادی و لباس اهل دنیا تورا پوشاندیم
به هوش باش که با نگاهی دیگر لباس دوستی خویش از تنت بیرون کشیم..
یااباعبدالله.jpg
دل‌تنگ‌ترین منظره در عالم پرواز
مرغی‌ست که در کنج
قفس بال گشوده‌ست ...
ytrtf.png
جایی دری هست،
روزی آن را خواهی یافت
وقتی که دیگر به دنبالش نیستی...
روزی رویاهایت تحقق پیدا میکنند
و ترا غافلگیر میکنند..... به امید آنروز
pouya16.jpg
بازنشر کرده است.

گفت که تو شمع شدی
قبله این جمع شدی
جمع نیَم شمع نیَم دود پراکنده شدم...