binam
۱۰۱ پست
۲۷ دنبال‌کننده
۷۰,۶۱۶ امتیاز
۸ پسند
دین اسلام
سربازی رفته ام
گرایش سیاسی ندارم

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
خداوندا .......................
photo_۲۰۱۹-۰۴-۲۵_۰۵-۴۹-۲۹.jpg
بازنشر کرده است.
یکی از اصلی ترین ویژگی های یک پرسپولیسی معرفتشه،قربون معرفتمون برم....
یکی از نمونه هاشو پیوست کردم
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
  • شاعر_ARTESH_SORKH

    قهرمانی تخصص ماست
    صد در صددددددد.....برانکو هم فوق تخصص قهرمانی داره..

  • binam

بازنشر کرده است.

قالبِ اشعار من قالب آغوش توست
جای لبم وقت شعر
روی لب گوش توست

1556172469422282_large.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بی تود......لتنگ ترین..... حادثه یِ..... قصه "منم"
بازنشر کرده است.
دلتنگی نام دیگر این روزهاست
وقتی از این همه رهگذر یکی تو نیستی!
بازنشر کرده است.
کمی فکر کنیم ............در جستجوی عیب خود باشیم تا دیگران
photo_2019-04-25_11-33-42.jpg
بازنشر کرده است.
مجلس میهمانی بود
پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود...
اما وقتی ڪه بلند شد، عصای خویش را برعکس بر زمین نهاد..
و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت...
دیگران فکر ڪردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده...
به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:
پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟!
پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.
مواظب قضاوتهایمان باشیم....
چه زيبا گفتند:برای ڪسی ڪه میفهمد
هیچ توضیحے لازم نیست
و برای ڪسی ڪه نمیفهمد
هر توضیحے اضافه است
آنانکه می فهمند عذاب میکِشند
و آنانکه نمیفهمند عذاب می دهند
مهم نیست که چہ "مدرڪے" دارید مهم اینه که چہ "درڪے" دارید
بازنشر کرده است.
به زندگی فکر کن !
ولی برای زندگی غصه نخور
دیدن حقیقت است ،
ولی درست دیدن ،فضلیت
ادب خرجی ندارد.
ولی همه چیز را میخرد
با شروع هر صبح فکر کن تازه بدنیا آمدی .
مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش.
شاید فردایی نباشد .
شاید فردایی باشد !اما عزیزی نباشد
بازنشر کرده است.
مردم می گویند..
آدم های خوب را پیدا کنید
و بدها را رها کنید!
اما باید اینگونه باشد:
خوبی را در آدم ها پیدا کنید
و بدی آن ها را نادیده بگیرید..هیچکس کامل نیست
بازنشر کرده است.
روباهی برای گربه جلسات آموزشی برگزار می کرد که در آن روش هایی که بتوان از دست دشمنان فرار کرد را آموزش می داد.
روباه: “من یک دنیا ِ فن بلدم که می توانم از دست دشمن فرار کنم.”
گربه: “من فقط یک روش دارم و با همان روش هم موفق می شوم.”
در همین لحظه صدای تعدادی سگ شکاری به گوش رسید.
گربه فورا از درخت بالا رفت و لای شاخه های درخت پنهان شد و گفت: “این فن من است.”
روباه به روش های مختلف فکر کرد و همین طور که فکر می کرد سگ ها نزدیک شدند و در همین حین روباه شکار شد.
گربه که داشت این صحنه را نگاه می کرد، گفت:
یک برنامه ی مطمئن که قابل اجرا باشد، بهتر از هزاران برنامه ای است که غیر قابل اجرا باشد