کافه خیال

اینجا فقط ردپای تنهایی های من است..... دنبال خاطره هایت نگرد بیشتر

کافه خیال
گوناگون
۷,۳۱۴ پست
۱۲۹ مشترک
۵۹ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۶۰
مبنای تعداد هوادار رتبه ۶۱
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳۲
و ۸ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
[☕️]

ايـــنْ
هَــم شــُـد ;
حتمـاً
باز هَـم پُــشـتِ آن
گيــر كـَردِه اي...!
ميــْدانـي ،
كشيـدَن
دارَد ،
دلهُـــره از اينكِــه !..
امـّا چِـــشيدَنِ ايــن
ي ِ سَــرد اســتــ…!!
بَــعضي چيـــزهآ نَــبايَد از
بيوفتَــند.. !
چــون ديگــَـر گذَشتِــه را نَـدارَنـد!...
مَــن ;
از خيـــلي آمَـــدن ميتَــرسَـم..!
..
شـِـنيدم فَـــردا هـآ
اســتــ..!!
پَــس,
فَــردا
راسِ ساعَـتِ ..
هَــمآن ي هَــميشِـگي...
هَــــــــمآن !..
❤️
☕️

[☕️]
1510593116475465_large.jpg
صادقی 20181218_201853.jpg
عاقبت خاک ره کوزه گران خواهی شد ...
امین 20181218_195210.jpg
‏"چقد خوبه که هستی" یه تعارف یا شوخی نیست به بعضیا باید هر روز گفت ❤️
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺧﻨﺪﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺴﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ،ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺵ ﺍﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ!
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ؟
آﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ آﺷﻐﺎﻝﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻏﺮﻕ ﻏﺼﻪﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ مشکلاﺗﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ،
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ آﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ!
هر چی کمتر اهمیت بدی،
شادتر زندگی میکنی.
✨ هـــــو ✨
در عشق جوی ما را
در ما بجـوی او را
گاهی منش ستایم
گاه او مرا ستـاید
چون خيال تو
در آيد به دلم رقص کنان
چه خيالات دگر
مست در آيد به ميان
سخنم مست و
دلم مست و
خيالات تو
مست . . .
همه بر همدگر افتاده
و در هم نگران . . .

دل من گرد جهان گشت . . .
و نیابید مثالش . . .
به که ماند؟!
به که ماند؟!
به که ماند؟!
به که ماند؟!
بازنشر کرده است.
SARAAB
زندگی،
زنجیره ای از آغازهاست…
تا به رویاهایمان رنگ واقعیت ببخشیم.
امیدوارم تمامی آغازهای تو،
از نیزه های آفتاب پر فروغ گردند.
و تمامی رویاهای تو،
گرمی پیروزی را نوید دهند
....




دیدگاه غیرفعال شده است.
به دست
منتظر ایستاده!
و زل زده به راهی که
از آن می رسد،
در سرش چه فکریست نمیدانم
اما من تصمیم گرفته ام
دیگر دستانم که یخ کرد،
جیب هایم را دریابم
چون روزگار ثابت کرده
که به ها نیست"
اما این روزها جیب هایم
برعکس دلم عجیب بزرگ شده اند!
من که میدانم دلشان برای دستان تو پر می زند
فکر نکن به خاطر خودم می گویم، نه!
این جیب های بی زبان دستان ما را
باهم می خواهند
پس لطفا بیا دستم را بگیرذ
تا هر دو را باهم در جیبم پناه دهم
بگذار این مال من باشد...