اُمــــیـــد

من در یک نفر دچار شده ام که او در جانم خلاصه میشود بیشتر

اُمــــیـــد
کاربر VIP
۳,۵۸۸ پست
۵۱۴ دنبال‌کننده
۴۸۴,۰۹۷ امتیاز
۱۴۵ پسند
مرد
۱۳۰۰/۰۷/۱۴
دین اسلام
ايران، آذربايجان شرقي، تبریز
سربازی رفته ام
قد ۱۷۵، وزن ۷۰

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

تو در هایت ادویل تزریق کرده ای!
که اینگونه رام میشود
که را از روی صورتت میزند
که آرایشت را پاک میکند
که این جنون را گریه میکند
فریاد میکشد
بهانه ات را میگیرد
پاسخ سکوت دیوار را با میدهد
تو در عکس هایت میخندی
و بی خبری که خنده هایت...
آشفته بازار شعرهای مردی هستند....
که برای تک تک نقشه میکشد.
.


مشاهده ۲ دیدگاه دیگر ...
  • سیّد بابکـ عمـرانی✔️

    تو همه ی پستات عالین رفیق .. جدی میگم
    که من بعضیاشونو تو علاقه مندیهام سیو میکنم تا بعد ماه ها دوباره بخونمو بازنشر کنم
    ولی این یکی محشر بود ..

  • اُمــــیـــد

    عزیز دلی رفیق جانم

بازنشر کرده است.

همه چیز
از احتمال بودنت جان گرفت
از احتمال نشستنت بر پوستِ صندلی
کشیده شدن انگشتانت بر تنِ میز
پیچیدن صدایت در رگِ اتاق
حالا
همه چیز
از احتمال نبودنت نابود می شود
صندلی
میز
اتاق
من...

مشاهده ۸ دیدگاه دیگر ...
  • سیّد بابکـ عمـرانی✔️

    از خنده دیگه ..
    تو تاج سری مشتی

  • اُمــــیـــد

    آها از خنده که باشه عالیه
    فک کردم چیزی شده
    .
    بخند که خنده های تو
    می‌تواند
    شادی‌های رفته را بازگرداند... رفیق جان❤️❤️❤️❤️

بازنشر کرده است.

♥️♥️
این خاموشی پر اُبهت
ذهنم را مغشوش کرده است
بازهم یاد تو مرا تسخیر کرد..!!!
.

بازنشر کرده است.
بــعــضــــــــے ها
گـــــریــه نــمــے ڪــنــنــد !
امااز چــشـــــــم هایــشــانــ
مــعــلــوم اســتــ..
ڪه اشــڪــــــیــ
بــه بــزرگــے یــڪ ســڪــــــوتــ...
گــــــوشهے چــشــمــشــانــ
بــه ڪــمــیــــــــن نــشــســتــه.
بازنشر کرده است.
کاش همیشه نزدیک انتخابات باشه،
همه جا آهنگ شاد پخش میشه، همه به هم احترام میذارن، کسی با کسی کار نداره، یه عده آدم دلسوز هم پیدا میشن که در کمک کردن به نیازمندان از هم پیشی میگیرن و...

بازنشر کرده است.
می‌رود عمر عزیز
نه به دلخواه چرا؟!...
• سلمان ساوجی
بازنشر کرده است.
قشلاق کرده ام به تو از دست زندگی
چندیست پایتخت جهانم اتاق توست
بازنشر کرده است.


این حق تو نیست که چنین زیبا باشی
و من ..
چون زائری رانده شده از یک معبد شگفت
با گناهان کبیره از دور تماشایت کنم
همه عطرهای خوب جهان با تو
هر آنچه بوی باروت و بوی خون با من
همه آبی های دست نخورده آسمان با تو
هرآنچه نفرین چرک زمین درمن
بگو به کدامین نام بخوانمت
تا این ضجه های کور مکرر را
در اعماق من اجابت کنی؟
ـــــــــــــــــــــــکافهـــخیالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از کتاب: تو به روایت دهان دوخته من
نام شعر:

مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.


قاصدک ها شانه خالی کرده اند
دوستت دارم ها توی دلم حیران مانده اند
شاید هم راه خانه ات از حافظه باد پاک شده!
هرچه هست
کوهها هنوز مثل کوه ایستاده اند
زمین هم همچنان گرد است
آب هم از آب تکان نخورده
فقط انگار کسی عشق را
از تمام قصه ها پاک کرده!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بازنشر کرده است.
بــاخیـالـش ،،
بــانگــاهش ،
بـافــراقـش ،،
بــاغــمــش ،
گـاه ، گـریان ،،
ڪـَاه ، لرزان ،
گـاه ، سوزانـم چــو ،شـمـــع ..
اطهری ڪرمانـی
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
ای ستاره‌ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک.
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره‌ها، ستاره‌های خوب و پاک
من که پشت پا زدم
به هر چه که هست و نیست ....
دیدگاه غیرفعال شده است.