قلبهای مهربون

قلبــــــــــــــها رو مهربــــــــــون کنیــــــــــــم بیشتر

قلبهای مهربون
۵۱۲,۲۵۳ پست
۱,۰۱۵ مشترک
۸۸۷ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۴
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲
مبنای تعداد ارسال رتبه ۲
بازنشر کرده است.
کفر من است و دین من
دیده ی نوربین من
آن من است و این من
نیست از او گذار من...
بازنشر کرده است.
اول به وفا می وصالم درداد
چون مست شدم جام جفا را سرداد
پر آب دو دیده و پر از آتش دل
خاک ره او شدم به بادم برداد...
بازنشر کرده است.
حـرف‌هایے هسـت
ڪہ باید بہ تـو بڪَویـم
مثلا بڪَویم بودنـت حواسـم را پـرت می‌ڪند و نبـودنت خیـالم را
بڪَویـم هرچہ ڪمتر و ڪمتر باشی
بیشتـر و بیشتـر می‌خواهمـت
باید بڪَویـم باشے دوستـت دارم
نباشے هـم دوستـت دارم
باید بڪَویـم
باید بدانی
مـن اما هنـوز صبـورم
بہ نداشتـنت
بہ تنهـا دوسـت‌داشتـنت!
بازنشر کرده است.
روی قالی ‌هم اگر با من بمانی تا سحـر
انقلاب دیگــری در نقـش قالی می‌شود
بازنشر کرده است.
همه میڪَویند:
من از روزهای بی تو میترسم....
من امّا از شب های بی تو میترسم... !
شب هایی ڪه اڪَر نباشی ،
وای اڪَر نباشی
هیچ ڪدام از شب ها صبح نخواهند شد ...
.
بازنشر کرده است.
رو ڪرد بہ ما بخت وفتادیم بہ بندش
ما را چہ ڪَنہ بود ؟
خطا ڪرد ڪمندش...
با این همہ دلداده دلش بستہ‌ے ما شد
اے من بہ فداے
دل دیوانہ پسندش...!!❈
سیمین_بهبهانــــے
بازنشر کرده است.
چه چیزهای ساده ای که
آدمی از یاد می برد
می بینی !
دنیا زیباست محبوب من
نمی دانستیم
برای نشستن کنار هم
چهارپایه ای نداریم....
بازنشر کرده است.
تنها که می ‌ماند
و امان از صدای او
که ابدی شد در گوش من .. !...
بازنشر کرده است.
در فكر اين مباش كه چشمان من چرا
چون چشم های وحشی ليلی سياه نيست
در چشم های ليلی اگر شب شكفته بود
در چشم من شكفته گل آتشين عشق
لغزيده بر شكوفه لب های خامشم
بس قصه ها ز پيچ و خم دلنشين عشق
فروغ_فرخزاد
بازنشر کرده است.
من نمیفهمم چرا هیچ کس برنمیدارد بنویسد از مردهــا؟!!
از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان
از آغوششان،
از عطر تنشـان،
از صدایشــان...
پررو میشوند؟!!
خب بشوند.
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته‌ایم؟!
مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها
همین نگاه‌ها
همین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگی
سرِپا نمانده‌ایم؟
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم
من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند.
من می‌خواهم
مَردَم
حتی اگر مردِ من هم نبود
دلش غنج بزند ازاینکه
بداند جایی زنـــی دوستش دارد