قلبهای مهربون

قلبــــــــــــــها رو مهربــــــــــون کنیــــــــــــم بیشتر

قلبهای مهربون
۷۲۹,۳۴۹ پست
۱,۲۵۱ مشترک
۹۹۴ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۳
مبنای تعداد هوادار رتبه ۲
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱
ز غم مباش غمین و مشو ز شادی شاد
که شادی و غم گیتی نمیکنند دوام
هر دوی ما
یک نفر را تنها گذاشتیم...
اول تو مرا،
و سپس،
من خودم را...
1604650993976273_large.jpg
اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …
اثر زیبا باقی می ماند،
حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد
1637736302125116_large.jpg
در من طلوع کن
تا آغوشم
از تلالو بلور تنت
زلالی گیرد و منور گردد
با تبسم و لبخند
عشق را در دل و
احساس عاشقانه زیستن را
در جانم جاری کن
تا در هاله‌ای از رقص گیسوانت
به آرامش برسم
1637736865367709_large.jpg
غم ندارم که به بہ بند تو ڪَرفتار شدم
غمم آن‌ست ڪه ترسم ڪنی آزاد مرا ..
1638883976119753_large.jpg
بازنشر کرده است.
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست.
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
بازنشر کرده است.
سبز
با تو دیشب تا کجا رفتم
تا خدا وآن سوی صحرای خدا رفتم
من نمی‌گویم ملایک بال در بالم شنا کردند
من نمی‌گویم که باران طلا آمد
با تو لیک ای عطر سبز سایه پرورده
ای پری که باد می‌بردت
از چمنزار حریر پر گل پرده
تا حریم سایه‌های سبز
تا بهار سبزه‌های عطر
تا دیاری که غریبی‌هاش می‌آمد به چشم آشنا، رفتم
با تو دیشب تا کجا رفتم
بازنشر کرده است.
تمامِ شعرها صاحب دارند
اسم دارند
شناسنامه دارند ؛
هر شاعری به هنگامِ نوشتن
تصویرِ زن یا مردی را در سر دارد که او می شود مالکِ مطلقِ اثر...
-فرزانه‌صدهزاری
1637737607537652_large.jpg
بازنشر کرده است.
یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به جای اولش برگردد؛ اما در همین مدت، یک حقیقت هنوز دارد بند کفش های خود را می بندد تا حرکت کند.
مارک تواین
1637737923587606_large.jpg
بازنشر کرده است.
شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست:
برای خاطر بیچارگان نیاسودن
بکاخ دهر که آلایش است بنیادش
مقیم گشتن و دامان خود نیالودن
همی ز عادت و کردار زشت کم کردن
هماره بر صفت و خوی نیک افزودن
ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن
برای خدمت تن، روح را نفرسودن
برون شدن ز خرابات زندگی هشیار
ز خود نرفتن و پیمانه‌ای نپیمودن
رهی که گمرهیش در پی است نسپردن
دریکه فتنه‌اش اندر پس است نگشودن