mohsen ghavami✔

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و شیطان الرجیم بیشتر

mohsen ghavami✔
۲,۰۱۱ پست
۲۴۶ دنبال‌کننده
۱۶۴,۶۳۴ امتیاز
۸۱ پسند
مرد، متاهل
۱۳۰۰/۰۵/۰۲
فوق ليسانس
نویسنده شاعر، وبلاگ نویس
دین اسلام
ايران، البرز، منزل گاه من گندمزاریست دور فتاده زه زهجوم وحشی انسان های عصر تمدن
زندگی مجردي
سربازی معاف
سیگار نميکشم
گرایش سیاسی ميانه
رایانه فوتبال
Iphone SE @ iphone 6s
ژیان
delneveshtehaietanha.blo ...

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
آ خرین خط نوشته :
تو با من “بازی” می کنی من با تو “عاشقی”… و دیگران را ببین که چگونه محو تماشای این “بازی عاشقانه اند”…
تنهایی یعنی هنوز عاشقش باشی، اما “شما” صداش کنی… چون باید قبول کنی که یه غریبه ست…
یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد، اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد، گفتند: مگه کوری؟؟؟
همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر تعلق دارد، شاکی سختی های دنیا نباش، شاید تو بهترین بازیگر خدایی!
با حس عجیبی با حال غریبی دلم تنگته
پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی یه جور قشنگی دلم تنگته!
می دونی سخت ترین کار دنیا چیه؟ غریبه فرض کردن یه آشنا…!
اگر دنیــــــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند، عاشقا آدم می شدند!
اگر روزی عاشق شدی قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن! این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده است…
باید دانست ”جاده های زندگی را خدا هموار می کند، کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست…” پس اینقدر آه و ناله چرا؟!
فقـط چـند قـدم مانـده بـود برسـم بـه “تــو”… اگر ایـن خواب لعنتـی، دیشـب ادامـه داشـت…!
چقدر بده که اونقدر تنها باشی که روز تولدتو فقط “بانک ملی”بهت تبریک بگه…
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت، تنها یــــک کلمه است: ”این نیز می گذرد “
......................................
...........................و اما دلتنگی ها ادمی ادامه دارد .....
............................ پایان.................
images.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
چاره‌ای نیست، چیزهایی را نمی‌شود فراموش کرد، نمی‌شود در خود حل کرد، نمی‌شود ردشان را از قامت روح پاک کرد.
این چیزها آزار می‌دهند، شاید تا همیشه‌ی عمر ...
این چیزها تَرکش‌اند. مثل سربازی که به جنگ رفته و جانباز برگشته با ترکش‌هایی در بدن. این‌جا و آن‌جا. ترکش‌هایی که به ما اصابت می‌کنند نه خوب می‌شوند، نه ته‌نشین، نه جذب می‌شوند و نه ذوب.
آدم‌ها اسلحه دست گرفته‌اند و ما بی‌سنگر در مقابل این ترکش‌ها فقط گاهی اشک می‌ریزیم، گاهی نفی و سرکوب قلب‌مان را انتخاب می‌کنیم و گاهی هم رنج می‌بریم.
آدمی گنجایش چند هزار ترکش را دارد در تمام زندگی؟ و هر کسی چه‌قدر از این ترکش‌ها را با خودش همه‌جا می‌برد؟
ما جان‌باخته‌ی کدام هدف نامقدّسی هستیم ؟!
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
‏اولین قدم موفقیت دوری از فامیلاس
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
بمیرم ب نام
نمانم ب ننگ
من همانم که شبی عشق به تاراجش برد
دیدگاه غیرفعال شده است.
ماه‌ها هم طي شد.
بارها قصه آن، كوچهْ مهتاب مشيري خواندم
باورم شد كه جهان، زندگي، عشق، اميد،
سست و بي‌بنياد است
ولي انگار كه عشقت، يادت، هيچ فكر سفر از اين دل و اين سينه نداشت
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
+ باورت میشه ؟
- چیرو؟
+ که گاهی به مرگ فک میکنم؟
- .....؟
اره ؟
میشه ...
وقتی از ادم ها خسته بشی ....
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
همیشه اتاقی که تاریکو تنگه .... دلیله ظهوره یه عکسه قشنگه ....
دیدگاه غیرفعال شده است.
حتما پیراهنی سفید در زندگی داشته باشید،که لکه ای از یار بر آن بماند...
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
ماه‌ها هم طي شد.
بارها قصه آن، كوچهْ مهتاب مشيري خواندم
باورم شد كه جهان، زندگي، عشق، اميد،
سست و بي‌بنياد است
ولي انگار كه عشقت، يادت، هيچ فكر سفر از اين دل و اين سينه نداشت