هم حس
گوناگون
۱۰۵,۱۴۴ پست
۶۴۰ مشترک
۴۲۹ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۸
مبنای تعداد هوادار رتبه ۹
مبنای تعداد ارسال رتبه ۷
بازنشر کرده است.

سکوتم
آهنگ ِ بی کلامی ست
از نُت نوشته های دل ِ بارانی
تا کدام فصل
عاشقانه هایم را
به بوسه های پنهانی در ❤ ــو بخوانم
خاتون.خاموش.من....!!!

500x306_1540149451905531.jpg
مشاهده ۸ دیدگاه دیگر ...
  • morteza @همراه همحس@

    سلام استاد خوبی ..چه خبرا دلمون حسابی برای شما و بچه های گروه تنگ شده بود ...امیدوارم همیشه خوب و سرحال باشید..

  • علی باقری ♥ ♥ ♥مدیرارشد همحس♥ ♥ ♥

    سلام استاد خوبی ..چه خبرا دلمون حسابی برای شما و بچه های گروه تنگ شده بود ...امیدوارم همیشه خوب و سرحال باشید..
    سلام داداش مرتضی گلممممممممممم . ممنونم از مهر و محبت شما . . .
    داداش اون جمع بزرگ همحسی ها متفرق شده اند فعلا من تنها پرچم همحس رو بالا نگه داشتم و تا جون در بدن دارم بر تعهد و پیمانم با امی در خصوص گروه همحس پایبند بوده و خواهم بود

بازنشر کرده است.
عشق در لحظه پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق معیارها را درهم می ریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود.
عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.
عشق قانون نمی شناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی ست.
عشق فوران می کند – چون آتشفشان و شره می کند – چون آبشاری عظیم، دوست داشتن، جاری می شود – چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم.
عشق ویران کردن خویش است، دوست داشتن، ساختنی عظیم.
500x624_1544013449303608.jpg
بازنشر کرده است.
من جای دوستت دارم...
از عطر چای می گویم...
از رنگ شالی که به صورتت می آید....
از درد زانوهایت حرف می زنم....
از این که جایی شنیده بودم...
سبزی برای کم پشتی موی زن ها ...
خوب است...
تو به جای دوستت دارم....
نگرانی وسط مهمانی....
قاشق از دستم نیفتد....
جمله هایم جلوی جمع مرتب باشند....
اوج ابراز علاقه ات به من...
پوست کندن یک سیب ...
برای جفتمان است....
اوج ابراز علاقه ام به تو...
عذرخواهی ست....
عشق سالخورده ی من..
غم گوش هایت را می شنوم...
آن جا که همه یک سلام ساده را ...
هم سر دنیای تو...
داد می زنند....
500x624_1544013365175783.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
چه کیفی دارد
کسی باشد
که وقتی نام کوچکت را
از ته دل صدا می زند
لبخندی رویِ لبانت نقش ببندد
و تو آرام بگویی جانم
به گمانم اینطور که باشد
تو حتی عاشق نامت می شوی
که از طرز صدا کردنش بفهمی
اسمت که هیچ
حتی وجودت،مالکیتش به اشتراک گذاشته شده
بینِ تو و اوی زندگی ات !
چه لذتی دارد
صدایی مدام
نامت را تکرار کند و
تا تو جانم نگویی دست از سرت بر ندارد,
بگوید امان ازحواس پرتی
یادم رفت چه می خواستم بگویم
دوباره نامت را تکرار کند
و تو بدانی اینبار هم به شوق
شنیدن جانم از زبانت صدایت کرده و همیشه ابراز علاقه
با گفتن
جانم؛ عزیزم ؛ عشقم ؛ نفسم
نیست
گاهی تمامِیه شیرینی یک حس
در گفتنِ نـــــــام
آن هم با میم مالکیت
خلاصه می شود !
با همین سادگی های کوچک
اما دوست داشتنی
می شود خوشبخت بود و زندگی کرد!!!
500x624_1544112878891774.jpg
بازنشر کرده است.
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم ولی معنیشو نمیدونن
از آدمایی که دوست دارن مال اونا باشی ولی خودشون مال تو نیستن
از اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میره...
500x618_1544377682030084.jpg
بازنشر کرده است.
تو شبیهِ
هیچ کس نیستی!
از تو فقط
خدا یکی آفریده،
تو مثل یک چشمه زلالی
همانقدر پاک ودست نخورده وناب...
و من آن ماهی سرخی
هستم که برای به تو رسیدن،
تُنگِ شیشه ای خود را شکسته ام!
کاش تن زخمی ام را
در آغوشت پرمهرت جای دهی
که لحظه ای از گرمای تنت را؛
با پهناورترینِ اقیانوس ها
عوض نمی کنم...
500x617_1544448236821812.jpg
بازنشر کرده است.
یه آدمایی هستن که وقتی برای بار اول میبینی شون، عجیب باهاشون احساس نزدیکی می کنی...
می تونی خیلی راحت بازوشون رو بگیری و باهاشون یه خیابون دراز رو قدم بزنی...
می تونی خیلی راحت تو بغلشون جا بشی و اونا با دوتا جمله آرومت کنن...
آدمایی که نه تو گذشتت بودن، نه مطمئنی که تو آینده ات باشن، ولی به حالت یه رنگ تازه می زنن...
آدمایی که خیلی معمولی هستن ولی لحظه های تکراری زندگیت رو خاص می کنن...
آدمایی که می شه روزی چند بار بهشون گفت: خیلی خوبه که هستی...
آدمایی که دقیقا نمیدونی چه حسی نسبت بهشون داری، ولی وقتی میرن انگار یه جزئی از وجودت رو با خودشون میبرن...
این آدما اومدن و رفتنشون شبیه تغییر فصل هاست... تازه و دلگیر و خاطره انگیز...
این آدما یادگاری هستن
حسی که بهت میدن برای همیشه توو خاطرت می مونه
500x562_1544473067572087.jpg
بازنشر کرده است.
زندگی خلاصه‌ایست از :
_ ناخواسته به دنیا آمدن !
_ ناگهان بزرگ شدن ...
_ مخفیانه گریستن ..
_ دیوانه‌وار عشق ورزیدن !
و عاقبت در
حسرتِ آنچه دل میخواهد
و منطق نمی‌پذیرد ،
" مُردن ...! "
500x624_1544514064617278.jpg
بازنشر کرده است.
از دلتنگیت کجا فرار کنم ؟
معمار هیجان...
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم ؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم ؟
کجا بخوابم که صدای نفس‌هات بیاید ؟
کجا بچرخم ...
که در آغوش تو پیدا شوم ؟
کجا چشم باز کنم ...
که در منظرم قاب شوی ؟
کجایی ؟
کجایی که هیچ چیزی ...
قشنگ‌تر از تماشای تو نیست ...
کجا بمیرم...
که با بوسه‌های تو چشم باز کنم ؟
نارنجی وحشی...
کجایی ؟
500x679_1544534685606581.jpg
بازنشر کرده است.
{♡}
‌هایت را
دوست می‌دارم"...
دست‌هایم را در می‌کارم
خواهم شد، می‌دانم،
می‌دانم،
می‌دانم...
.
IMG_20181129_171235_348.jpg
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
من هیچ یک از انگیزه هایی را که زنها برای شوهر کردن دارند ندارم. البته اگر عاشق میشدم قضیه فرق میکرد. ولی من هیچوقت عاشق نشدم. بدون عشق هم مگر دیوانه ام زندگی ام را تغییر بدهم. پول و پله و مقام لازم ندارم. من در هارتفیلد همه کاره هستم. به علاوه هیچوقت امید ندارم از این مهمتر شوم و بیشتر دوستم داشته باشند.
کجا میتوانم مردی پیدا کنم که عین پدرم همیشه حق را به من بدهد.
-وای ولی وقتی پیر شدید چکار خواهید کرد؟
-هریت، مگر در پنجاه سالگی بیشتر به اشتغال فکر نیاز دارم تا بیست سالگی؟
شاید کمتر نقاشی کنم ، بیشتر کتاب بخوانم. شاید موسیقی را ول کنم ولی قالی میبافم... آنقدر چیزها هست که باعث هیجان و احساس است و آدم میتواند در اواخر عمرش به آنها دل ببندد .
500x624_1544598613420231.jpg