zorif
۴۴۰ پست
۲۷۴ دنبال‌کننده
۸۴,۱۹۷ امتیاز
۵۸ پسند
مرد، متاهل
Mf45.ir

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
تو این گرونیا ما هنوز غذاهای قبلی رو میخوریم، فقط یکم موادشو حذف کردیم
مثلا از آبگوشت آپشن گوشت رو حذف کردیم،
از قرمه سبزی بابرنج، آپشن قرمه و برنجشو حذف کردیم فقط سبزی میخوریم
از نیمرو نیمشو حذف کردیم فقط روشو میخوریم،
از کوفته تبریزی تبریزشو حذف کردیم فقط کوفت خالیشو میخوریم
بازنشر کرده است.
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
توی این شهرقشنگ یه روزی هیچی نبود
دیوارامون گلی بود تلفن هندلی بود
کارامون هردلی بود گازمون کپسولی بود
برقمون چراغ سیمی لامپ هامونم قدیمی
قفل درها خفتی بود یخچالامون نفتی بود
هرچی بود خوش بود دلا بیخیال مشکلا
زیلوهامون شد قالی همه چی دیجیتالی
کابل، فیبر نوری شد همه چی بلوری شد
حالا چشما وا شده اشکنه پیتزا شده
حالا با اون ور آب جوونا با آب و تاب
شب و روز چت میکنند یعنی صحبت میکنند
آب نباتا قند شده پیکانا سمند شده
کوره ده ها راه دارن چوپونا همراه دارن
توی این بگو بخند عصر همراه و سمند
دل خوش سیری چند!!؟
توکجایی سهراب؟آ
آب را گل کردند،
وچه با دل کردند،
زخمها بردل عاشق کردند،
خون به چشمان شقایق کردند،
درهمین نزدیکی،عشق را دار زدند،
همه جاسایه دیوار زدند،
گفته بودی قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب،
دورخواهم شدازین شهرغریب!
قایقت جا دارد؟
بازنشر کرده است.
وقتی از نماز جماعت صبح برمیگشتم جماعتی را دیدم که به زورقصد سوار کردن گاو نری را در ماشین داشتند.
گاو مقاومت می کرد و حاضر نبود سوار ماشین بشود،من رفتم دستی به پیشانی گاو کشیدم ؛گاو مطیع شد و سوار شد.
من مغرور شدم و پیش خودم گفتم《این از برکت نماز صبح است》
وقتی به خانه رسیدم دیدم مادرم گریه و زاری می کند،علت را که جویا شدم گفت 《گاومان را دزدیدند》
گاو مرا شناخته بود ولی من او را نشناختم.
بازنشر کرده است.
چقدر این متن زیباست
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
"مهربان خدایم دوستت دارم"
بازنشر کرده است.
سر کلاس بودیم استاد داشت جزوه میگفت که یه دختره گفت:استاد من جا انداختم!
یکی از پسرا هم با خونسردی گفت : خب برو بخواب
مشاهده ۲ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
امروز دیدم ﭘﺸﺖ ﭘﯿﮑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
Go With With
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺗﺤقیق ﻭ ﺗﻔﺤﺲ ﺩﺭ ﻣﺘﻮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻫﺴﺖ :
ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ !!
Go = برو
With = با
With = با
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ،ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﻮﺍﺑﻐﻪ
بازنشر کرده است.

پیشِ تو به اتفاقْ مُردن
خوش‌تر که پس از تو زندگانی


بازنشر کرده است.
چرا میگین سردرد شدم؟؟؟!!!
مگه سردرد دارم چشه.
بازنشر کرده است.

تو اسارت ِ من و
آزادگی ِ من .
تو
مثل ِ شب ِ برهنه ی تابستان ،
تن ِ ملتهب ِ من .
تو سرزمین ِ منی ..
در چشم های بلوطی ِ تو ؛
هاله های سبز ..
تو بزرگ ،
زیبا ،
پیروز ..
تو ،
حسرت ِ دور و نزدیک ِ منی

بازنشر کرده است.
عشق یعنی:
وقتی نباشه
با همه ی آدمای دنیا هم
احساس تنهایی کنی