melika

دوست داشتن آدم ها از توجهشون پیداست دنبال کلمات نگردید بیشتر

melika
۱۷۰ پست
۱۰۹ دنبال‌کننده
۱۶,۹۹۴ امتیاز
۲۹ پسند
زن، مجرد
۱۳۷۳/۱۰/۱۳
ليسانس
ايران، تهران، تهران
سیگار نميکشم
مامانم ، کتاب ، موسیقی ، نارنجی ، دریا، زمستون ، کوه یخ

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
بازنشر کرده است.
❤️ melika ❤️
عــزیــــــــــزم ، بهتــــــــرینــ ملیکـــآی روی زمیـــــــــن
بــآ کُلــیـــ آروزیـــِ خـوبـــــــ و کُلــیــــ عشــــق❤️
دوسِتــــــــ دآرم از تهـِ قلبَــــــم ...
HappY BirtH Day ToOoOoOoOoOo You
.
بازنشر کرده است.

melika
┅┄┅┄┅✶❤️✶┄┅┄ ┅┄
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
تبريک صميمانه‌ به 17 کاربري که در 13 دی متولد شده‌اند.
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ،
نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ...
ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر ِ درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي ِ کارشان ...
خيلي اتفاق خاصي نيفتاد ! نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم ...
حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم ...
اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نشويد ، برويد بگرديد غذاي مورد علاقه تان را پيدا کنيد ، مثلا زرشک پلو با مرغ ... اين که از سر تنهايي وارد يک رابطه با کسي شويد که خيلي دوستش نداريد ، هم خودتان را عذاب مي دهيد و هم طرف مقابلتان را حرام مي کنيد ...
هميشه به خاطر نياز هايتان دست به هر کاري نزنيد ،
هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگي نخوريد
مسعود_مميزالاشجار
بازنشر کرده است.
گاو هم که باشی،
در صورتی که در موقعیت مناسب قرار بگیری،
کسانی هستند که تو را بپرستند...!
بازنشر کرده است.
از جنگل
تنها شاخ های گوزنی مانده بر دیوار
از کوه و چشمه
بطری آب معدنی ای در یخچال
و از دریا
آکواریومی با ماهی های مصنوعی
موج های مصنوعی
نفس های مصنوعی...
وقتش رسیده است بنشینیم
برای آسمان
نقشه ای بکشیم!
بازنشر کرده است.
یک روزهایی هست که دلت می‌خواهد راهی‌ داشتی به دل‌ و دیده آدم ها. آنوقت راه می‌‌افتادی می‌‌رفتی‌ در دل‌ آنها که تو دوستشان داری ولی‌ خودشان را دوست ندارند. می‌رفتی و مسیر‌شان را عوض می‌‌کردی. می‌رفتی و از خواب بیدارشان می‌‌کردی.
می‌‌رفتی‌ و از بی‌ راهه‌ها برشان می‌‌گرداندی. می‌رفتی به زور میکشیدی‌شان جلو ی آینه تا یک بار به چشم‌های خودشان نگاه کنند.
می‌‌رفتی‌ و یادشان می‌ آوردی که خودشان را دوست داشته باشند. به یادشان می‌‌آوردی که رنج‌ها‌شان را چاره هست، و درد هاشان را درمان. دستمال به دست می‌گرفتی و غبار هر چه ترس و تردید هست را از دلشان پاک می‌‌کردی. یک روزها یی هست که دلت می‌خواهد راهی‌ داشتی به دل‌ و دیده آدم ها.
بازنشر کرده است.
از این همه ایهام
ذهنم مانند لباس ژنده ای روی بند در باد سرد، بالا و پایین می رود …
مشاهده ۴ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
چند سال بعد
-مامان ؛ میشه برام یه خاطره بگی ؟
همین طور که ظرف هارا کفی میکردم و در سینک قرار میدادم ، در فکر فرو رفتم ... ما ، از نسلی هستیم که حرف هایمان را تایپ میکردیم ولی سِند نکردیم ...
تمام دلخوشیمان ، چک کردن پروفایل کسی بود که به قولی ، بلاکمان کرده بود و حتی نمیتوانستیم عکسش را ببینیم ...
ما از نسل آنلاین ها تنها ترینند هستیم ... از نسل مجازی !
از نسل عشق مجازی هستیم که هرگز نرسیدیم و حالا که شاید ۲۰ سال از آن زمان میگذرد ، تنها ، اسمی از اون به یاد دارم ... حتی دیگر تماشای پروفایلش را ترک کرده ام ...
ما از نسل دوست داشتن هایی از جنس صفحه های کیبورد گوشی هایمان و گرفتن دست خیالی مجازی هایمان هستیم ...
ما از نسل " همین الان یهویی "هایی هستیم که میخندیدیم ولی درونمان پر از غصه های یواشکی بود ...
ما از نسل موزیک های خارجی هستیم که فقط میخواستیم گوش کنیم تا به دردی که نمیدانستیم چیست ؟ گریه کنیم .
ما از نسل بیدارماندن های تا صبح هستیم .
از نسلی که از پشت گوشی و مانیتور ، کسی اشک هایمان را ندید .
نسلی که درد هایمان تایپ شد ، لایک شد و نهایتش ، کسی آمد و گفت : زیبا بود ؛ کپی .
و درد هایم کپی شدند و هزار و یک درد دیگر شد .
ما از نسل دوست داشتن های یواشکی هستیم .
به دخترم نگاهی انداختم و فقط لبخندی زدم .
ما از نسل پنهان کردن ها هستیم .
بازنشر کرده است.
کاری نمی‌کنم
تنها روزی هزاربار
کنار پنجره می‌روم
و هربار
تنها
ارتفاع ساختمان را محاسبه می‌کنم