melika

تو سرزمین یخ ها پر از سکوت غمناک همیشه باد قطبی همیشه برف و کولاک رو سردی لب من ملال غم نشسته طو.. درباره »

مشخصات

melika
16994 امتیاز
171 پست
زن - مجرد
1373-10-13
اسلام

دنبال‌کنندگان

(103 کاربر)

بازدیدکننده

2336 کاربر

حرف دل melika :
_

melika
melika
پاییز نمی دانست
با آمدنش،
جای خالی نبودنت
بزرگتر میشود....

1363088212675624_large.jpg
48 دیدگاه · 1395/06/31 - 00:50 · ش: 1308766691 ·
☚... ᓅـرنگـــ ...☛ Farangiz
☚... ᓅـرنگـــ ...☛ Farangiz
❤️ melika ❤️



عــزیــــــــــزم ، بهتــــــــرینــ ملیکـــآی روی زمیـــــــــن


بــآ کُلــیـــ آروزیـــِ خـوبـــــــ و کُلــیــــ عشــــق❤️


دوسِتــــــــ دآرم از تهـِ قلبَــــــم ...



HappY BirtH Day ToOoOoOoOoOo You



.
shutterstock_261341486.jpg
5 دیدگاه · 1395/10/13 - 16:45 در شهــــــر.. · ش: 1308995613 ·
3 بازنشر:
❤ɾҽყԋαɳҽ❤
❤ɾҽყԋαɳҽ❤



melika



┅┄┅┄┅✶❤️✶┄┅┄ ┅┄
b_232108.jpg
3 دیدگاه · 1395/10/13 - 12:25 در دُنیَــــ.. · ش: 1308995114 ·
1 بازنشر:
بـلـوكــ13
بـلـوكــ13 (اطـلاع رسـان بــلوكـ 13)
تبريک صميمانه‌ به 17 کاربري که در 13 دی متولد شده‌اند.
5 دیدگاه · 1395/10/13 - 08:30 در تبریک تولد · ش: 1308994330 ·
3 بازنشر:
melika
melika
امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ،
نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ...
ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر ِ درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي ِ کارشان ...
خيلي اتفاق خاصي نيفتاد ! نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم ...
حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم ...

اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نشويد ، برويد بگرديد غذاي مورد علاقه تان را پيدا کنيد ، مثلا زرشک پلو با مرغ ... اين که از سر تنهايي وارد يک رابطه با کسي شويد که خيلي دوستش نداريد ، هم خودتان را عذاب مي دهيد و هم طرف مقابلتان را حرام مي کنيد ...
هميشه به خاطر نياز هايتان دست به هر کاري نزنيد ،
هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگي نخوريد

مسعود_مميزالاشجار
1 دیدگاه · 1395/09/2 - 19:20 در شهــــــر.. · ش: 1308903810 ·
1 بازنشر:
melika
melika
گاو هم که باشی،
در صورتی که در موقعیت مناسب قرار بگیری،
کسانی هستند که تو را بپرستند...!

photo_2016-11-22_19-29-56.jpg
1 دیدگاه · 1395/09/2 - 19:18 در شهــــــر.. · ش: 1308903805 ·
1 بازنشر:
melika
melika
از جنگل
تنها شاخ های گوزنی مانده بر دیوار

از کوه و چشمه
بطری آب معدنی ای در یخچال

و از دریا
آکواریومی با ماهی های مصنوعی

موج های مصنوعی
نفس های مصنوعی...

وقتش رسیده است بنشینیم
برای آسمان
نقشه ای بکشیم!

13295465-b.jpg
7 دیدگاه · 1395/09/2 - 19:16 در شهــــــر.. · ش: 1308903801 ·
1 بازنشر:
melika
melika
یک روزهایی هست که دلت می‌خواهد راهی‌ داشتی به دل‌ و دیده آدم ها. آنوقت راه می‌‌افتادی می‌‌رفتی‌ در دل‌ آنها که تو دوستشان داری ولی‌ خودشان را دوست ندارند. می‌رفتی و مسیر‌شان را عوض می‌‌کردی. می‌رفتی و از خواب بیدارشان می‌‌کردی.
می‌‌رفتی‌ و از بی‌ راهه‌ها برشان می‌‌گرداندی. می‌رفتی به زور میکشیدی‌شان جلو ی آینه تا یک بار به چشم‌های خودشان نگاه کنند.
می‌‌رفتی‌ و یادشان می‌ آوردی که خودشان را دوست داشته باشند. به یادشان می‌‌آوردی که رنج‌ها‌شان را چاره هست، و درد هاشان را درمان. دستمال به دست می‌گرفتی و غبار هر چه ترس و تردید هست را از دلشان پاک می‌‌کردی. یک روزها یی هست که دلت می‌خواهد راهی‌ داشتی به دل‌ و دیده آدم ها.
pixs-asheghane-dokhtaraneh-photokade-9.jpg
4 دیدگاه · 1395/09/2 - 19:13 در شهــــــر.. · ش: 1308903794 ·
1 بازنشر:
sheyda_lalezar
sheyda_lalezar
از این همه ایهام
ذهنم مانند لباس ژنده ای روی بند در باد سرد، بالا و پایین می رود …
11352150_395487760645993_1999378695_n.jpg
6 دیدگاه · 1395/08/1 - 18:47 · ش: 1308831199 ·
2 بازنشر:
melika
melika
چند سال بعد
-مامان ؛ میشه برام یه خاطره بگی ؟
همین طور که ظرف هارا کفی میکردم و در سینک قرار میدادم ، در فکر فرو رفتم ... ما ، از نسلی هستیم که حرف هایمان را تایپ میکردیم ولی سِند نکردیم ...
تمام دلخوشیمان ، چک کردن پروفایل کسی بود که به قولی ، بلاکمان کرده بود و حتی نمیتوانستیم عکسش را ببینیم ...
ما از نسل آنلاین ها تنها ترینند هستیم ... از نسل مجازی !
از نسل عشق مجازی هستیم که هرگز نرسیدیم و حالا که شاید ۲۰ سال از آن زمان میگذرد ، تنها ، اسمی از اون به یاد دارم ... حتی دیگر تماشای پروفایلش را ترک کرده ام ...
ما از نسل دوست داشتن هایی از جنس صفحه های کیبورد گوشی هایمان و گرفتن دست خیالی مجازی هایمان هستیم ...
ما از نسل " همین الان یهویی "هایی هستیم که میخندیدیم ولی درونمان پر از غصه های یواشکی بود ...
ما از نسل موزیک های خارجی هستیم که فقط میخواستیم گوش کنیم تا به دردی که نمیدانستیم چیست ؟ گریه کنیم .
ما از نسل بیدارماندن های تا صبح هستیم .
از نسلی که از پشت گوشی و مانیتور ، کسی اشک هایمان را ندید .
نسلی که درد هایمان تایپ شد ، لایک شد و نهایتش ، کسی آمد و گفت : زیبا بود ؛ کپی .
و درد هایم کپی شدند و هزار و یک درد دیگر شد .
ما از نسل دوست داشتن های یواشکی هستیم .

به دخترم نگاهی انداختم و فقط لبخندی زدم .
ما از نسل پنهان کردن ها هستیم .
1363469355718311_large.jpg
2 دیدگاه · 1395/08/1 - 18:19 در شهــــــر.. · ش: 1308831145 ·
1 بازنشر:
melika
melika
کاری نمی‌کنم
تنها روزی هزاربار
کنار پنجره می‌روم
و هربار
تنها
ارتفاع ساختمان را محاسبه می‌کنم

photo_2016-10-22_18-26-05.jpg
دیدگاه · 1395/08/1 - 18:16 در شهــــــر.. · ش: 1308831138 ·
1 بازنشر:
melika
melika
ترک کردن را خوب یاد گرفته ام...
از زمانی که یادم هست مشغول ترک‌کردن بوده ام
از اسباب بازی هایم گرفته تا کتانی که دیگر به پایم نمی‌ رفت
از ترک‌کردن خانه ی قدیمی‌گرفته تا ترک‌ کردن هم‌ محلی و هم کلاسی هایم
چند سال که گذشت لذت های کودکی را ترک‌ کردم
لذت هایی که بعد ها فهمیدم هیچ جایگزینی ندارند

سن و‌سالم که بیشتر شد ،دنیا را که کامل تر دیدم فهمیدم فقط من نیستم که ترک می‌کنم ...
یکی از دوست های دوران دبیرستانم درس خواندن را ترک کرد
پدر بزرگم زندگی را ترک‌کرد
رفیق قدیمی ام کشور را ترک‌ کرد
یکی از پیرمردهای محل آلزایمر گرفت خاطراتش را ترک‌کرد
و....
دختر همسایه ی دیوار به دیوارمان همسرش را ترک‌کرد ... می‌گفتند شوهرش ترک نمی‌کرده ... و من فکر می‌کردم اگر ترک‌نکنی ترکت می‌کنند !!!!!!!!
سال ها گذشت ...
اولین بار که دلم لرزید و معشوقه دار شدم فکر می‌کردم دیگر قرار نیست ترک‌کنم‌.
اما ترک کردن همیشه دست خودت نیست .
باید تقصیر را گردن سرنوشت انداخت یا شرایط نمی‌دانم
فقط ‌می دانم گاهی ترک‌کردن تنها راه نجات است
زمان باد است یا طوفان نمی دانم ... فقط می‌دانم از آن روز ها زمان زیادی گذشته
این روزها وقت ترک کردن آدم ها ، نه درد میکشم نه تب میکنم نه بدنم میلرزد.
یک بی حسی کامل

سال هاست هر‌ کسی را می توانم ترک‌ کنم
بدون بدن درد ... بدون خاطرات ...

زندگی معلم خوبی بود
ترک‌ کردن را خوب یاد گرفته ام
pixs-asheghane-dokhtaraneh-photokade-5.jpg
2 دیدگاه · 1395/08/1 - 18:12 در شهــــــر.. · ش: 1308831127 ·
1 بازنشر:
melika
melika
خیلی وقتا جواب دندون شکن زیاده
اما ممکنه به جای دندون،
دل بشکنه!!

مراقب باشید ...
photo_2016-10-22_18-19-19.jpg
2 دیدگاه · 1395/08/1 - 18:09 در شهــــــر.. · ش: 1308831119 ·
1 بازنشر:
melika
melika
_ کِی رسیدی؟؟
+ دیشب ... وقتی بهت زنگ زدم هنوز فرودگاه بودم ... دوس داشتم اولین کسی باشی که از اومدنم‌ با خبر میشی
_چرا ؟؟
+ تصور می‌کردم خوشحال میشی ولی تصور آدما همیشه درست از آب درنمیاد
_ آره تصور آدما هیچوقت درست از آب در نمیاد
+ واسه بحث کردن اینجا نیستم ... هنوزم همون محله ی قدیم زندگی می‌کنی؟
_ آره همون جا هستم ... ساختموناش بزرگتر شدن و آدماش سنگی تر‌... تابستوناش مش اکبر نیست که آلاسکا بفروشه و زمستوناشم تو هیچ خونه ای کرسی روشن نمیشه ... هنوز همون جا هستم
+ اون محله منو یاد یه چیز میندازه ...
_یاد چی؟!
+ یاد سنگ ، کاغذ ، قیچی ... یادته هر‌کاری که قرار بود انجام بدیم سنگ کاغذ قیچی می کردیم؟؟ برای اینکه کی مشق های اون یکی رو بنویسه ... برای اینکه امروز کی اون یکی رو آلاسکا مهمون کنه ... برای اینکه کی خراب شدن اسباب بازیامون رو گردن بگیره
_ آره یادمه ... همیشه ی خدا هم تو می بردی
+ نه من نمی بردم ... تو می باختی ... من همیشه سنگ می‌آوردم ... تو اینو می دونستی و همیشه قیچی می آوردی ... تو همیشه دوست داشتی من برنده بشم حتی به قیمت باختن خودت ... پول تو جیبیاتو آلاسکا می خریدی ...‌مشقامو می نوشتی و کتک خراب کردن اسباب بازی ها رو به جون می خریدی ... تو می باختی تا من ببرم
_ بالاخره فهمیدی ... آره بچه که بودی خیلی قشنگ می‌خندیدی... ولی حالا چشات خیس هستش
+ چیزی نیست حساسیت دارم
_بغضتم واسه حساسیته؟
+ نه ... واسه باختنه ... تو کاری کرده بودی که من همیشه ببرم ... من به بردن عادت داشتم‌ ... وقتی رفتم یکی اومد تو زندگیم ... سر خیلی چیزا سنگ کاغذ قیچی می‌کردیم ... چیزای مهم ... من سنگ می آوردم و اون کاغذ ... هر بار من سنگ می آوردم ولی اون همیشه کاغذ بود ...
_پس تو هم مثل من گیر افتاده بودی؟
+ نه اشتباه نکن ... من نمی باختم که اون ببره ... من سنگ‌می آوردم که ببینم یه بار ... فقط‌یه بار برنده شدن من رو انتخاب میکنه ... که نکرد ... تو چی؟ تو بعد از من با کسی سنگ کاغذ قیچی بازی کردی؟
_نه ... من فهمیدم که تو زندگی خیلی بهتره که دُنگ آلاسکاتو خودت بدی ... مشقاتو خودت بنویسی و اشتباهاتت رو گردن بگیری ... ولی همیشه تو زندگی همه ی آدما یکی هست که بهش باختن رو به بردن ترجیح میدی
+ بزنیم؟ سر صورت حساب این دو تا قهوه ای که نخوردیم ...
_ باشه ... حاضری ؟! سنگ ... کاغذ ... قیچی
bird-feeder.jpg
4 دیدگاه · 1395/08/1 - 18:08 در شهــــــر.. · ش: 1308831112 ·
1 بازنشر:
melika
melika
کاش
عشق آدمها
شبیه درخت های خرمالو بود
که درپائیز
برگهایشان را ازدست میدهند
اما
عشقشان به بار مینشیند و زیبایی می آفریند!
photo_2016-10-22_18-15-57.jpg
دیدگاه · 1395/08/1 - 18:06 در شهــــــر.. · ش: 1308831104 ·
1 بازنشر:
melika
melika
تهران را دوست دارم
بس که شبیه من است
پرهیاهو، آلوده، دوست نداشتنی!
پر رفت و آمد و سرآخر؛ تنها!

تهران را دوست دارم
بس که شبیه من است
تهران،شهر من است!

photo_2016-10-22_18-13-43.jpg
دیدگاه · 1395/08/1 - 18:04 در شهــــــر.. · ش: 1308831099 ·
1 بازنشر:
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13