مریم

مشخصات

مریم
0 امتیاز
77 پست
زن
0000/00/00
اسلام

دنبال‌کنندگان

(49 کاربر)

بازدیدکننده

113 کاربر
مریم
مریم
سلام بر غریب ترین ..غریب زمان ...

آقا اجازه!

دست خودم نیست خسته ام،
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام،
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید

آقا اجازه!
بغض گرفته گلویمان،
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان،

استاد عشق!
صاحب عالم!
گل بهشت!
✍باید که مشق نام تورا تا ابد نوشت.

خبر آمد خبری نیست هنوز…
ازغم دوری دلدار بسوز……

"باید"این جمعه بیاید..."باید"

♧♥ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ♥♧
thumb_HamMihan-201616677514246015501481838140.9459.jpg
دیدگاه · 1395/10/23 - 06:32 در تلنگر · ش: 1309019442 ·
مریم
مریم
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت.
در حال كار گفتگوی جالبی بين آنها در گرفت.
آنها دربارة موضوعات و مطالب مختلف صحبت كردند، وقتی به موضوع «خدا» رسيدند. آرايش گر گفت, «من باور نمی كنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسيد: «چرا باور نمی كنی؟»
كافی است به خيابان بروی تا ببينی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آيا اين همه مريض می شدند؟
بچه های بی سرپرست پيدا می شد؟
اگر خدا وجود می داشت، نبايد درد و رنجی وجود داشت.
نمي توانم خدای مهربانی را تصور كنم كه اجازه می دهد اين چيزها وجود داشته باشد.
مشتری در خيابان مردی ديد با موهای بلند و كثيف و به هم تابيده و ريش اصلاح نكرده.
ظاهرش كثيف و ژوليده بود.
مشتری به آرايشگر گفت:
«می دانی چيست، به نظر من آرايشكرها هم وجود ندارند.»
آرايشگر با تعجب گفت:
چرا چنين حرفی می زنی؟
من اين جا هستم، من آرايشگرم.
من همين الان موهای تو را كوتاه كردم.
مشتري با اعتراض گفت:
«نه! آرايشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هيچ كس مثل مردی كه آن بيرون است، با موی بلند و كثيف و ريش اصلاح نكرده پيدا نمی شد.»
«نه بابا، آرايشگرها وجود دارند!
موضوع اين است كه کسی که موی ژولیده دارد به ما مراجعه نمی كنند.»
مشتری تأييد كرد: دقيقاً ! نكته همين است.
خدا هم وجود دارد!
فقط مردم به او مراجعه نمی كنند و دنبالش نمی گردند.
برای همين است كه اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد
دیدگاه · 49 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032296 ·
مریم
مریم
شب سردی بود...

پيرزن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند. شاگرد ميوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت.
پيرزن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه.» مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوه‌فروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم.»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر. من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى. اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى. جون بچه‌هات بگير.» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوه‌ها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.
thumb_HamMihan-201714910417689968711483976906.7318.jpg
دیدگاه · 55 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032283 ·
مریم
مریم
انتخابی از صحیفه مبارکه سجادیه علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام

خداوندا " بر محمد و آل او درود فرست و ما را به چیزی که محبوب توست یعنی توبه "موفق کن و از اصرار ما بر گناه که مورد غضب توست بر حذر بدار.

الها " اسرار دلهایمان و حرکات اعضای بدنمان و نگاههای پنهانی دیدگانمان و سخنان زبانهایمان را در چیز هایی قرار ده که موجبات ثواب ترا فراهم می آورد تا هیچ حسنه ای از ما فوت نشود و سزاوار پاداش شایسته ی تو گردیم و کا بدی که به خاطر آن مستوجب عذاب تو شویم برای ما باقی نماند .
آمین یا ارحم الراحمین
thumb_HamMihan-2017252871957853401483973257.4995.jpg
دیدگاه · 1 ساعت و 1 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032269 ·
مریم
مریم
امیرالکلام علی علیه السلام:


⚜دنبال ارامش هستید !؟

☘منْ وَثِقَ بِاَنَّ ما قَدَّرَ اللّه ُ لَهُ لَنْ يَفوتَهُ اسْتَراحَ قَلْبُهُ☘

هر كس اطمينان داشته باشد
كه آنچه خداوند برايش تقدير كرده است به او مى رسد،
دلش آرام مى گيرد
thumb_HamMihan-20172528711269499041484391374.4554.jpg
دیدگاه · 1 ساعت و 6 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032262 ·
مریم
مریم
اولین ساعت روز را که به "ساعت طلایی" معروف است صرف خودتان کنید.
حس خوب یعنی.....
درک ارزش بازکردن چشمی که میتوانست امروز صبـح، دیگر گشوده نشود ...
حس خوب یعنی.....
ارزش نگاه پر مهر دوباره ی تو در هر بامداد به چهره عزیزانی که ممکن بود دیگر هرگز کنار تو نباشند ...
حس خوب یعنی......
لبخندی مشتاقانه به کودکی که چشم در چشم تو دوخته و عاطفه را میجوید ...
حس خوب یعنی......
بی تابی تو برای گرفتن دست نابینای ناشناسی که قصد عبور از خیابان را دارد ...
حس خوب یعنی......
بوییدن عطر نان گرم صبحانه و یادکردن اهل نیاز ...
حس خوب یعنی......
نیت خیر برای آنانکه می شناسی و هرآنکس که نمیشناسی ...
حس خوب یعنی......
پشتوانه ی دعای پـدر و مـادر ...
و حس خوب
در یک‌ کلام یعنی......
تبسّم دوباره خـدا به تـو در آغاز یک روز دیگر از باقیمانده زندگی ات ...

و مـن تمام اینها را از پروردگار بی همتا برای شما آرزو میکنم
thumb_HamMihan-201725287117035211941484459326.4579.jpg
دیدگاه · 1 ساعت و 11 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032260 ·
مریم
مریم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
thumb_HamMihan-201725586615176598931484623099.1974.jpg
4 دیدگاه · 1 ساعت و 18 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032258 ·
مریم
مریم
صبحتون پر از ترنم محبت و زیبایی.....
thumb_HamMihan-20171895319057128131484623457.3022.jpg
1 دیدگاه · 1 ساعت و 20 دقیقه قبل در تلنگر · ش: 1309032255 ·
مریم
مریم
ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است،
پس من تو را به همان نگاه می سپارم
و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است
تمام هراس های دنیا خنده دار است ..
thumb_HamMihan-20151555463773030401457868648.5801.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 17:09 در تلنگر · ش: 1309030901 ·
1 بازنشر:
مریم
مریم
دو سه خط از
عشق بخوان .!
thumb_HamMihan-20172056098041896971484200075.4675.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 17:08 در تلنگر · ش: 1309030900 ·
1 بازنشر:
مریم
مریم
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

كودكان را به پنج دلیل دوست دارم؛
گریه می كنند، چرا كه گریه كلید بهشت است.
قهر می كنند، ولی زود آشتی می كنند چرا كه دلی بی كینه دارند.
چیزی را زود خراب می كنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.
با خاك بازی می كنند چون غرور ندارند.
هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.
پس مي شود و كاش سعي كنيم با اين اوصاف هميشه بچه بمانيم و هيچوقت بزرگ نشويم.
thumb_HamMihan-20151358255545488511450986304.523.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 17:04 در تلنگر · ش: 1309030895 ·
1 بازنشر:
مریم
مریم
برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم:
1. بیمارستان
2. زندان
3. قبرستان
• در بیمارستان می‌فهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست.
• در زندان می‌بینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست.
• در قبرستان درمی‌یابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد.
زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود.
پس بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم..
thumb_HamMihan-20171761699009853341483852573.3803.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 17:03 در تلنگر · ش: 1309030893 ·
1 بازنشر:
مریم
مریم
تو فقط
تصمیم بگیر آغاز کنی،
میل به جوانه
زدن معجزه می کند ،
حتی در دل آهن...!!
thumb_HamMihan-20171895318373286811484457142.9902.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 17:01 در تلنگر · ش: 1309030888 ·
1 بازنشر:
مریم
مریم
thumb_HamMihan-201616839015430562821479636324.1559.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 16:58 در تلنگر · ش: 1309030882 ·
مریم
مریم
thumb_HamMihan-201726618013756203541483784510.0055.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 16:58 در تلنگر · ش: 1309030878 ·
مریم
مریم
راه رسيدن و مراحل سير و سلوك چيست؟ آيا طى اين راه براى ما جوانان ممكن است؟

عارفان در جستجوى « يافتن » ، « رسيدن » و « شهود » كردن برآيند و چون « جز خدا » هيچ نشناسند و ندانند در پى چيزى غير از « خدا » نيز نرفته و ماسواى او « نخواهند » يعنى « دانستن » را به « داشتن » و « خواندن » را به « ديدن » و فصل را به وصل مبدل مى سازند . لكن بايد دانست كه نيل به اين مقام بلند و فرازمند به آسانى و سهولت فراچنگ سالك نمى آيد بلكه چون « با مژه كوه كندن » است و راه دشوار و مهالك بى شمار است . تعبد و التزام دائمى و پيوسته به « شريعت اسلامى » لازم دارد . البته فهم شريعت ، طريقت و حقيقت ، هنگامى اطمينان بخش است كه به قرائت اولياء الهى و عالمان ربانى و عارفان صمدانى صورت پذيرد و در سايه عنايت راهنمايان و راهبران معصوم ( عليهم السلام ) و اقتدا به سنت و سيره علميه و عمليه « انسان كامل » و صاحب ولايت الهيه باشند تا « راه شهود » به روى سالك گشوده شود .
thumb_avatar_b.sh4569.jpg
دیدگاه · 1395/10/27 - 16:53 در تلنگر · ش: 1309030871 ·
صفحات: 1 2 3 4 5 6