مریم

زندگی به من آموخت بودن با کسانی که دوستشان دارم ، از همه چیز با ارز ... بیشتر

مریم
۵۵ پست
۴۷ دنبال‌کننده
۶۹,۱۶۲ امتیاز
۱۲ پسند

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.

یک عده را باید نگه داشت نباید رها کرد به امانِ خدا تا ببینی قسمتت هستند یا نه!
گاهی قسمت، دست گذاشته زیرِ چانه اش که ببیند آدم چه میکند،
تا کجا پیش می‌رود...
سر به سرِ آدم میگذارد
دور میکند
قایم میکند پشتش و میگوید : باد برد ..
تا ببیند چقدر دنبالش می‌روی
چقدر پی اش را میگیری
که داشته باشی اش
که نگذاری بی هوا برود ...
هر چیزی را نباید رها کرد به امیدِ قسمت !
خودِ قسمت هم گاهی امیدش به آدم هاست ..
و زیرِ لب میگوید : چه بر سرِ بودنِ هم ‌می‌آورید ...
حواس پرتی ها و رها کردن هایمان را
گردنِ قسمت نیندازیم ...

500x625_1549222065584613.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
آهنگ امین رستمی به نام نفسم رفت

تورو دیدم نفسم بند اومد
دل تنگم از دستم رفت
عاشقی بود احساس من
تو خود عشقی واسه من
خدا عشقم ازم
دوره خدا قلبم چه صبوره
خودت اینجا تو قلبم
چرا دستات اینقد دوره
#❤
دیدگاه غیرفعال شده است.
تو یِجایی تو قَـ♥️ـلبَم داریـ
کِه هیچکَس نمی تونِه داشته باشِه
#♥️
500x604_1545858170037066.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.

خیلی حیف است که آدم،
تمام طول روز را قدم بزند،
حرف بزند، دیگران را ببیند،
فیلم ببیند،
موسیقی گوش کند،
بخندد و اشک بریزد،
اما آخر شب که مسیرِ خانه را پیاده و تنها برمی‌گردد،
بداند که وقتی کلید انداخت و در را باز کرد؛
هیچ‌کسی منتظرش نیست که داستانِ امروزش را برای او تعریف کند...

دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
تو را دوست می‌دارم
طرفِ ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمی‌کند
کلمات انتظار می‌کشند
من با تو تنها نیستم، هیچ‌کس با هیچ‌کس تنها نیست
شب از ستاره‌ها تنهاتر است…
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟
تو که ویرانه کننده است غمت می دانم
خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟
آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد
شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟
مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد
بال و پر در قدمت لانه شدن را بلدی؟
می نویسم من عاشق فقط از قصّه ی تو
در غزل های من افسانه شدن را بلدی؟
اشک شب های سحر سوخته ام پیش کشت
تلخی گریه ی مردانه شدن را بلدی؟
هر کسی دیده مرا شاعر "مجنون" خوانده
تو بگو "لیلی" "دیوانه" شدن را بلدی؟
این همه ناز کشیدم بشوم معتکفت
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟
500x500_1554411224680982.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
نکند فکر کنی ...
در دل من ، یاد نیست ...‌
گوش کن ، "نبض دلم"
زمزمه اش با تو یکیست ...
جزمن اگرت
عاشق و شیداست ، بگو ...
ور میل دلت
به جانب ماست ، بگو ...
ور هیچ مرا
در دل تو جاست ، بگو ...
گر هست بگو ،
گر نیست بگو ، راست بگو ...
500x533_1548788930498657.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
میپرسی عشق یعنی چه؟!
و من تعریف خاصی ندارم برای عشق؛
ولی حتم دارم که چشمانت برای عاشق کردن منی که چیزی از عشق نمی‌دانم کافی ست!
500x624_1548596371239238.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
خرداد‌
شبیه دختریست که
تنِ ظریفِ بهاری اش
از جای بوسه های معشوقه اش
لبریز از حسِ گرماست
ریحانه_تحویل
500x625_1558636978115122.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
تازه که باهم آشنا شده بودیم،
یه بار وسطِ حرفام از دهنم دررفت که وای من عاشق صدای فلان خواننده‌م تیپ و قیافشم عالیه بنظرم!
یه جوری که میتونستم بفهمم قیافش الان چجوریه و چه بد ماسیده لبخندش
گفت حالا همچین مالی‌ام نیس طرف... من که ازش خوشم نمیاد!
اولین بار که قرار گذاشتیم توی یه کافه همو ببینیم
بهترین لباسمو پوشیدم و بهترین عطرمو زدم و با لاک و رژ قرمز سعی کردم دلبرترین بشم براش!
بعد تو کافه تا اومدم قهوه‌مو مزه کنم یه اخمی کرد و صداشو تغییر داد و مِن و مِن کرد
و گفت دفه دیگه این لاک و رژو نزن!
بعد سیگارشو روشن کرد و چیزی نگفت!
ولی من یهو یخ کردم و قهوه‌مو گذاشتم رو میز و بیخودی توش شکر ریختم
و هی الکی همش زدم و بدون اینکه نگاش کنم زیر لب ولی یه جور که بشنوه
گفتم مثلن برا تو خودمو خوشگل کردما!
که سرشو اورد جلوتر دود سیگارشو داد تو صورتم و گفت
آخه اینجا من فقط نیستم که میتونم تماشات کنم که!
نامحرمم زیاده! یهو گُر گرفتم ولی باز تو دلم گفتم چه اراجیفی میگه‌ها!
حالا انگار ده ساله زنِ عقدی‌شم! پسره خل!
مدت‌ها گذشت و گیر دادناش به اینکه چه عکسی اینستاگرامم نذارم
و با کی و کجا برم و نرم رسید و من بارها از دستش عصبانی شدم
و باهاش بحث کردم و حتی کار به قهرم رسید چند بار!
اما هربار با یه توجیه عاشقانه و اینکه ببین چقد من حواسم جمعته و فکرتم قانعم میکرد
که ببخشم تلخی کردناشو!
‌یه روز به خودم اومدم دیدم دارم
چند وقت یه بار دقیقن همون کارایی رو که اون روشون حساسه انجام میدم
تا باز حسادتش گل کنه و بگه هی مگه نگفتم جوابِ فلانی رو نده نذار باهات صمیمی شه؟
مگه نگفتم با اون شال کرم رنگه که خیلی بهت میاد مهمونی نرو نذار چشما روت خیره بمونه؟
به خودم اومدم دیدم زود به زود دلم داره برا این سوال جوابا و امر و نهی کردناش تنگ میشه
چون فهمیده بودم هر دوسِت دارمِ نگفته‌ش سر از یه حسادت و حساسیت درمیاره
و منو بیشتر درگیرِ خودش میکنه!
حالا اگه ازم بپرسن میگم
هیچکس قد اون روم حساس نیست و سرم حسادت نداره،
پس هیچکس قدِ اون دوسم نداره!
حالا اگه ازم بپرسن
میگم حسادتِ یه مرد دلبرترین ویژگیشه
چون عاشق‌ترین مرد جهان قطعن حسودترینه!
500x889_1554405131830023.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.
بازنشر کرده است.
دستت راکه می گیرم
میدانم ناب تر از تو دست هاي تو دستی نیست *
میدانم ماندنی تراز نگاه تو چشمی نیست
برای خنـده هایم می‌خندی
برای گریه هایم شانه می شوي *
میدانم برای راست گفتن مستی نمیخواهی
پس همه ي وقت درقلبم می‌مانی .
500x727_1555525235169210.jpg
دیدگاه غیرفعال شده است.