ملودی عشق

آرام جانم ... " تو " سبک کدام متن عاشقانه ای... که تمام اشتیاقم ب ... بیشتر

ملودی عشق
گوناگون
۳۰۳,۲۸۳ پست
۶۷۲ مشترک
۴۴۸ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۹
مبنای تعداد هوادار رتبه ۸
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳
و ۲۹ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
عصرتنهاييست،
نگاه كه كني ميبيني همه ميدهند جلوي تاكسي بنشينند،
همه ميكنند را بدهند،
هيچكس را براي هميشه اش نميدارد
چون اينجورچيزها گذشته،
وسيله هاي آشپزخانه ها نيازي به ندارند و دوربينهاي
نيازمند كسي نيست كه بتواند بگويد سه،دو،يك..
خودت نگاه كن ميبيني سلفي ها و
ها چقدر#خوب را ميكنند
تا مجبورنشوي از رهگذري در پارك خواهش كني پرتره ي زيبايي از
رسم كند و مجبور نشوي لبخندي از اجبار تحويلش بدهي...
چون نه دوستي هست نه ،همه ي رهگذر ها درحال كردن پيام هستند،
هركدام از را به تنهايي ميدهند،
اگر ناكرده روزي از اجبار سوالي از كسي پرسيدي حتما بابت
دار شدن تنهايي اش عذر بخواه،
يادت باشد آن چند نفري كه هنوز دوروبرت هستند را نپراني،
مراقب دوستیهایمان باشیم...
لینک
306.PNG
مشاهده ۲۰ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.
تو دل دادی به شوق عشق و من جان پریشانم
چو صیدی منتظر بر خنجر از جورت نمی‌دانم
توآن‌بیدی برپاکی‌ایمان لرزه‌بر اندام خود داری
ولی من‌کافرم بر ابروان چون‌کمان یار می‌دانم
خیالت‌بازبامی گرم‌می‌گردد ودل‌شاد وخرامانی
محال‌اندیشه‌ناکام‌من‌کزشوق تو بد‌کرده ویرانم
به‌چشمت‌نیست جزخیری‌که‌ازماخود طلب‌داری
و‌من‌چون‌موج‌می‌جوشم‌به‌نیشت،نوش می‌دانم
دلت‌راخانه‌نامحرمان‌کردی‌که‌ازاین درد بگریزی
ولی‌من پیش ازاین درهجر تو افتان و خیزانم
بازنشر کرده است.
دوستت دارم؛ اگر سوگند می خواهد، بگو..
یا دل سنگت، مرا دربند می خواهد بگو..
ازچه می نالی،مگر عاشق نبودم تابه حال... ؟
خاطرت ، رنج مرا تا چند می خواهد بگو..
تازگی با دیدنم ، اوقات - تلخی می کنی...
روی شیرین ، چندکیلو قندمی خواهد بگو..
پیش ازاین ،نام مرا با عشق می راندی به لب..
بردن نامم ؛اگر ترفند می خواهد بگو...
دل بریدی ازدلم ،گفتی که ازمن دلخوری...
با دلی دیگر؛دلت پیوند می خواهد بگو..
کاش تحریم مرا ، لبخندهایت بشکند..
یا اگرجزمن کسی؛ لبخندمی خواهد بگو...؟
هرچه منت می کشم ، کمتربه باور می رسی...
دوستت دارم ،
اگرسوگند می خواهد بگو...
شعرم را
کوتاه می نویسم
آنقدر کوتاه
ک تا لب وا نکرده ای
لبهایت را
غرق بوسه کنم...
میدانم
این شعر
هرگزمجوز نمی گیرد
بیخیال چاپ
بدون سانسور
می بوسم ات
بازنشر کرده است.
دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی
از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی
بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی
وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی
رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی
آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی
بازنشر کرده است.
باز شدن چشمانم هر روز صبح؛
يعنى خدا دوست داشتنت را
تمديد كرده
قدرش را ميدانم...
بازنشر کرده است.
دنیا همه شعر است
به چشمم، اما
شعری که تکان داد مرا
"چشم تو" بود
اسم اش را هر چه دوست داری بگذار
عشق
دلتنگی
اما من دیوانه ام...
مژگان_بوربور
آخرم را شنیده ای اما
در دلت هیچ التهابی نیست
با مرگ و بدون مرگ است
عشق را هیچ انتخابی نیست
علیرضا_آذر
جز راه قلندران میخانه مپوی
جز باده و جز سماع و جز یار مجوی
بر کف قدح باده و بردوش سبوی
می نوش کن ای نگار و بیهوده مگوی
خیام
جسم با درد قفس
کنار امد
انچه جان را گرفت
خاطره پرواز است
این را پرنده میداند