ملودی عشق

آرام جانم ... " تو " سبک کدام متن عاشقانه ای... که تمام اشتیاقم ب ... بیشتر

ملودی عشق
گوناگون
۳۴۱,۹۲۳ پست
۶۹۴ مشترک
۴۶۰ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۸
مبنای تعداد هوادار رتبه ۶
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳
و ۳۲ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.
عصرتنهاييست،
نگاه كه كني ميبيني همه ميدهند جلوي تاكسي بنشينند،
همه ميكنند را بدهند،
هيچكس را براي هميشه اش نميدارد
چون اينجورچيزها گذشته،
وسيله هاي آشپزخانه ها نيازي به ندارند و دوربينهاي
نيازمند كسي نيست كه بتواند بگويد سه،دو،يك..
خودت نگاه كن ميبيني سلفي ها و
ها چقدر#خوب را ميكنند
تا مجبورنشوي از رهگذري در پارك خواهش كني پرتره ي زيبايي از
رسم كند و مجبور نشوي لبخندي از اجبار تحويلش بدهي...
چون نه دوستي هست نه ،همه ي رهگذر ها درحال كردن پيام هستند،
هركدام از را به تنهايي ميدهند،
اگر ناكرده روزي از اجبار سوالي از كسي پرسيدي حتما بابت
دار شدن تنهايي اش عذر بخواه،
يادت باشد آن چند نفري كه هنوز دوروبرت هستند را نپراني،
مراقب دوستیهایمان باشیم...
لینک
306.PNG
مشاهده ۲۵ دیدگاه دیگر ...

ازآن گیسو که دردست رقیبان،رایگان می گشت..
اگر یک تار موهم میفروشی من خریدارم!❤

1053500x554_1448205819029530.jpg
1593675046725978_large.jpg

شبانگاهانــ ڪهـ مهـ مےرقصد آرام
میانــ آسمانــ گنگ و خاموش
تو در خوابےو من مستــ هـوس ها
تنــ مهـتابــ را گیرم در آغوش

9.JPG

کاش یکی بود
چشمامونو میفهمید،
وقتی ناراحت میشدیم
به سینه‌اش اشاره میکرد و میگفت
اینجا وطن توست...

1053500x624_1510999701074977.jpg

شب
رنگ چشمان من است
ماه
روشنی صورت تو!
بر من بتاب
قول می دهم
دمی پلک نزنم...!

500x625_1588153188776477.jpg

فضـای سینه
آهنڪَی دل‌انڪَیز
تمـام لحظه هایم ازتولبریز
ولی این رسمِ
عشق وعاشقی نیست
تودرخوابی
ومن باشب ڪَلاویز

20.JPG

#مـــڹ !
اعتبار عشق را
با بودڹ
ڪـنــار
تا عمق جانم
حـس ڪرده ام ...

07.JPG

یک شبی در آرزویت
آرزو کردم که روزی
آرزویم را ببینم
روز و شبها در پی هم آمدند
سالها برمن گذشت
گشت موهایم سپید
پشت من از غم خمید
آرزویم را ندیدم
مانده ام در کار خود
به کجا رفت آرزویم

1053500x500_1478520311826917.jpg
بازنشر کرده است.

بیشتر وقت ها
آدم ها به تو گوش
نمی دهند، مگر اینکه
حرف های دلخواهشان را بزنی،
فقط نمی دانم چه نیازی به
شنیدن حرفهایی دارند
که خودشان بارها
به خودشان
گفته اند...

11.JPG
بازنشر کرده است.
به این جا رسیده ام که "تو" تنها ضرورت منی،
به عبارت دیگر گور بابای همه چیز بدون تو!
داشتن تو، اوجب واجبات است،
واجب تر از حفظ نظام حتی!
اصلا مگر می شود تو را نداشت؟
تو "ضرورت" داری،
آنجا که عصرها در انتخاب لباس مردد می شوم،
و دستهای تو باید یک رنگ را خوشبخت کند.
تو ضرورت داری،
آنجا که میخواهم ولیعصر را پابه پای چنارهایش گز کنم،
وتو باید با انگشت مغازه ها را نشان دهی
تا من رصد کنم.
تو ضرورت داری،
آنجا که دستان سردم را در جیب فرو می کنم،
آنجا که فروردین،
دستان تو را کم دارم.
تو ضرورت داری،
آنجا که گوشه نشین نیمکت های دو نفره پارک ملت می شوم
و من کیفم را گذاشته ام
جای خالی تو که مثلا فکر کنم
رفته ای تا دستشویی و برگردی!
تو ضرورت داری،
آنجا که هوا هی آلوده می شود
و نفسم را تنگ می کند،
و عطر تو را کم دارد تا واکسینه ام کند.
تو ضرورت داری،
آنجا که دارم همان آهنگ همیشگی را گوش می دهم،
و این هندزفری دو تا گوشی دارد
لامصب،
یکی من یکی تو!
تو ضرورت داری،
آنجا که برای شناسنامه،
صفحه "وسطی" هم گذاشته اند،
و اسم مبارک تو باید سیاهش کند!
تو خیلی ضرورت داری،
آنقدر زیاد که وقتی از فرط اشک بالشم را خیس می کنم،
گونه های خیسم دست های تو را می طلبد...
1053500x500_1495794318599581.jpg