_N3giN_
۲۰۱ پست
۲۷۶ دنبال‌کننده
۱۶۱,۵۲۴ امتیاز
۵۰ پسند
زن
۱۳۰۰/۰۶/۰۹
بیکار و بی عار
دین اسلام
ايران، خوبه
زندگی با خانواده
سیگار نميکشم
اقاهه
پیکان جوانان
قد بلند

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
اولین باری که عاشق شدم رو خوب یادمه.
عاشق یه دختر تبریزی که وقتی باهام قهر می کرد می گفت: جونِ من باهات گَهرم.
حتی موقعی هم که دلخور بود ؛ جونم گفتناش تموم نمی شد.
آدم تو نوجوونی پر از هیجان و انرژیه.
با دلهره و کلی استرس شارژ ایرانسل می خریدم بهش زنگ بزنم.
شمارشم دو رقم آخرش فقط با من فرق داشت. شماره خودمو تا قبل از اینکه اون بیاد تو زندگیم حفظ نبودم، اول برا اونو یاد گرفتم و از شماره اون برا خودمو حفظ شدم.
موقع زنگ زدن بهش از بس دستام می لرزید ، چند باری اشتباهی به کس دیگه زنگ زدم.
فارسی رو با شیرین ترین حالت ممکن صحبت می کرد، آدم دلش می خواست هر چی کلمه که توش "قاف" داره رو بهش بگه تا اون تکرارشون کنه.
آخرین باری که با هم حرف زدیم از خوشحالی نمی دونست چه کار کنه.
علی رغمِ سن کمش، طرح تموم لباس هایی که روشون کار می کرد توی یه جشنواره معتبر انتخاب شده بودن.
برام یه شالگردن با عکس خودش و یه جعبه شکلات فرستاد اومد دم در خونمون.
آخرین جمله ای که بهم گفت مثل یه گلوله آتیش تموم قلبمو سوزوند.
گفت : همیشه دوستم داشته باش.
فرداش دیگه هیچوقت از خواب بیدار نشد. می گفتن از خوشحالی انتخاب شدن و از این که قرار بود بفرستنش ترکیه دوره ببینه قلبش ایستاده.
اما فقط قلب اون نبود؛
قلب منم واسه همیشه ایستاد.
حالا هر وقت دلم تنگ می کشه شالگردنشو میندازم دور گردنم، حتی اگر وسط چله تابستون باشه، برام فرقی نداره ؛ عطر دستاشو با تمام وجودم حس می کنم.
رفیق نیمه راه!
می خواستم باهات گَهر کنم ،اما دلم نیومد.
هنوزم دوستت دارم.
نویسنده :سعید سجادیان
مشاهده ۲۷ دیدگاه دیگر ...
  • _N3giN_

    واسه سعید میخوایم زن بگیریم
    بچم عاشق شده

  • شکلات

    مبارکه

بازنشر کرده است.

اتفاقات بَد پيشِ ميان
تا بُزرگت كنن
اونقَدر كه هَربار بتونى
خاطراتِ تَلخ تَرى رو هَضم كنى
يك روزى، يك كم سن و سالى
ميشينه رو به روت
و بهت ميگه: تو از حَالم
از كه بهش دَچارم،
هيچ نميفَهى
و تو با بُغض بهش لَبخَند ميزَنى: )

در کافه نشسته بودم و روزنامه میخوندم دیدم یک پشه ای روی حروف خاصی میشیند وقتی حروف را کنار هم چیدم نوشته بود: ....

مشاهده ۴ دیدگاه دیگر ...
  • ⚡a▒h▒m▒a▒d

    مواظب باش پشه نباشه دور و ورت
    هواگرمه پشه هم زیاد

    شانسم نداریم اونی که دورم میگرده مگسه

  • _N3giN_

    اتفاقا تویی که باید دور اون بگردی
    مگسو بیخی

بازنشر کرده است.
_N3giN_
.
در ستایش موهایت
می بویم گیسوانت را
تا فرشته ها حسودی کنند به عطر تو
شانه می زنم موهایت را
تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا
شعر می گویم برای تو
تا کلمات کیف کنند
مست شوند
بمیرند
.
.
در ستایش دست‌هایت
وقتی که دل دست‌هایم
تنگ می‌شود برای انگشتان کوچکت
آن‌ها را می‌گذارم برابر خورشید
تا با ترکیبی از کسوف و گرما
دوری‌ات را معنا کنم
.
.
در ستایش چشم‌هایت
دست خودشان نیست
وقتی از فرط معصومیت
با تابشی از جنس عشق
روح‌های ولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار می‌کنند
چشم‌های ...
مشاهده ۵ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

چند روزی هست که کسی خونم نیومده اخرین بار یه زن و بچه بودن که اومدن استراحت کنن، عجب گوشت لذیذی داشتن. و منتظر غذای بعدی هستم البته صدای زجه زدن بچه اذیتم میکنه ولی بهترین گوشتی بود که خوردم، و صدای در زدن میاد.

بازنشر کرده است.

همسایه‌ی بالایی‌مون بچه ندارن اما هر شب این موقع‌ها از،خونشون صدای گریه‌ی دختربچه میاد!اوه، من همیشه فراموش میکنم که طبقه بالا خالیه...

بازنشر کرده است.

نوبت من بود که قایم بشم، سریع دویدم و توی ماشین لباس شویی قایم شدم، جایی که ادمای زیادی جا نمی‌شن و کسی اونجارو نگاه نمی‌کنه.صدای قدم هایی که به سمت من می‌اومدن رو میتونستم بشنوم، پاها خم شدن و صورت یک مرد از پشت در پلاستیکی دیده می‌شد.دستش رو به سمت بالا حرکت داد و ماشین روشن شد...


(مرض دارم میدونم)

بازنشر کرده است.


+ آرزوت چیه ؟
- زیر بارون بغلت کنم : )
- ط چی ؟
+ خب بارون بباره : )

بازنشر کرده است.

آدمای عاشق سه تا ویژگی دارن....
1 : پیامشو دوباره میخونی : )
2 : وقتی بش فک میکنی قلبت میلرزه : )
3 : وقتی دو تای بالارو میخوندی فقط یاد یکی افتادی : )

در تنهایی فیلمو میدیدم و می گفتم چه احمقانه ناگهان کسی کنار گوشم گفت ما احمقانه نیستیم❌ثابت نشده ایم❌
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

یه شبایی هست که آدم لازم داره بره تو اتاقش و در رو قفل کنه ! چراغ و گوشیش رو هم خاموش کنه ! بشینه با خودش حرف بزنه ! کارایی که تو این چند وقت کرده و نکرده رو مرور کنه ! و به خاطر همه ی وقتایی که باید درک میکردنش و نکردن ! باید دوسش میداشتن و نداشتن ! باید بهش توجه میکردن و نکردن ! و حتی به خاطر تمام اذیت های روحی ای که شده ، گریه کنه ! و بعد کم کم خودشو آروم کنه ! این شبا درست همون شبایه مهمی هستن که آدم یاد میگیره به غیر از خودش هیچکس نیست ..

photo_2021-03-18_21-01-11.jpg