paniz
۲۲ پست
۵۸ دنبال‌کننده
۲۴,۹۷۶ امتیاز
۱۵ پسند
زن، مجرد
۱۳۷۷/۰۱/۱۲
پيش دانشگاهي
..............
دین اسلام
ايران، اصفهان، ...........
زندگی با خانواده
زندگی__نقاشی.._مینا کاری...
ب ت چ
قد ۱۷۰

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
بازنشر کرده است.

مگرمیشودمـردباشی و
"زنی"درکنارتوافسـرده شود؟
مگرمیشودمـردباشی و
زنی درکنارتو"تنهــاباشد؟
ته ریش نمیخواهد
مردانگی..انصــاف میخواهد!

IMG_20180125_133413.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
  • jaber

    تولدتون مبارک

  • mani

    سلام
    خوبین؟
    ما یک شبکه دورهمی راه انداختیم اگه به ما بپیوندین خیلی خوشحال میشیم با کلی امکانات
    لطفا روی لینک زیر کلیک کنین و تشریف بیارین.
    https://irannegah.net

بازنشر کرده است.

ترجمه ی بوسه های تو
شعرهاییست که
دهان به دهان
نسل در نسل
در هزاره ی تاریخ می پیچد.
"نیلوفر ثانی"

ingrijire-ten-1-1000x600.jpg
بازنشر کرده است.

چقد خوبه سلامتی و قدر ندانستم

مشاهده ۱۴ دیدگاه دیگر ...
  • یاورِ هَمیشه مؤمِن

    اهان پس دعا کردم خوب شی خوب شدی

  • Sadaf

    عه چه زووود!
    ناراحتی؟


    اهان پس دعا کردم خوب شی خوب شدی
    ممنون

بازنشر کرده است.

خون اشک ترس..
جواب منفی دکترا به شستشو معده
×شرمندم برید باهاش خدافظی کنید وقت زیادی نداره قرص برنج اثرشو گذاشته ...
پسر تکیه به دیوار و سرشو فشار میده ...
دختر رو تخت
لباساش خونی
پسر میره تو اتاق
+عشقم؟
-جونم
جفتشون میزنن زیر گریه ..
پسره میره بغلش میکنه .. جعبه انگشتر و ازش میگیره
+عشقم من چجوری میتونستم ترکت کنم اخه .. مگه تو زندگیم نبودی مگه بهت نگفتم من بهت دروغ نمیگم مگه نگفتم یه روز میشی خانومم خانوم خونم مامان بچه هام ... مگه تو نگفتی فقط منو میخوای مگه نگفتم بدون تو نمیتونم
دختر و بلند میکنه و میزاره رو پاهاش
دختر همین جوری که اشکاش میریخته سرشو به سینه پسره تکیه میده ...
چنتا سرفه و لباس پسره خونی میشه
پسره سفت فشارش میده
در جعبه رو باز میکنه با گریه میگه ...
دختره کم کم بیحال میشه و رنگش سفیییید ...
+خانوم خونم میشی ؟ با من ازدواج میکنی؟
-بله
گریه جفتشون
چنتا سرفه و خون زیاد ...
خون از بینی دختر سرازیر میشه ...
پسره انگشترو دست دختر میکنه ...
دختر درش میاره و پسش میده
- من منننن ... ت ت تووو باااید زز زندگیتو بککنی بدوون من !!
ببخشید که اینجوری شد تقصیر من بود
+نه تقصیر من بود گلم ...
گریهه و بغض که راه نفس جفتشونو سد کرده..
-نه تتو بایید دیهه منو فرامووشش کنییی...
+ نه نمیتونم
-دوست دارم
+منم دوست دارم
چشای دختر میره و شل میشه ...
و اخرین نفسش از دهنش میاد بیرون...
+زندگیم؟؟؟
+اییی خدااا
جسد دخترو سفت بغل میکنه و گریه میکنه ...
پرستا را و دکترا که این صحنه ها رو دیده بودن سعی میکنن پسره رو اروم کنن تا اجازه بده جسد دختره رو ببرن سرد خونه ..
پسره اجازه نمیده و از اتاق بیرونشون میکنه
انگشترو دوباره دست دختره میکنه!
+تو همیشه زندگیه من میمونی...
• هیچ وقت با رفتنتون کسی رو امتحان نکنین
• شاید وقتی اومدین اون دیگه نباشه

مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
بازنشر کرده است.

+ لعنتی چه غلطی کردییییی پاشو بریم بیمارستاننن احمق روانی همش شوخی بود ! من امکان نداره با کسی جز تو اینجا قرار بزارم .... میخواستم رابطمون تموم بشه تا بتونم ازت خواستگاری کنم...
دختر ترسیده و میخکوب فقط به پسره نگاه میکنه ..
پسره یه جعبه کوچیک قرمزه میده به دختره و بلندش میکنه میبرتش بیرون از کافه ...
میزارش تو ماشین ...
دختر ترسیده و لرزون فرو میره تو صندلی ماشین ...
پسره سوار میشه ... تا بیمارستان جفتشون گریه میکنن
-من نمیخوام بمیرمم
+ خیلی احمقی منمم نمیخوام بمیری واس چی خوردیششش ... فقط اگه دو دقیقه صبر میکردی ... من دلم نمیومد اذیتت کنم
پا رو گاااز
هق هق دختر
سرفش دستش جلو صورتش
و دستاش خونی
پسر تند تر میره ..
بیمارستان

چن ساعت بعد دختر با یه دست مشت شده و لیوان اب جلوش توی کافه ..
پسره خیلی شیک و خوش تیپ که معلومه خیلی به خودش رسیده وارد کافه میشه ..
عطرش توی فضا پخش میشه همون عطری که دختره براش گرفته بود ...
دختره نفسشو تو سینه حبس میکنه ..
با چشای سیاه و گود رفته نگاش میکنه ..
پسر تا میبینش قیافش تو هم میره
+سلام
-هه سلامم..
+گریه کردی؟
-برات مهمه؟
+سوال منو با سوال ج نده
- خوش تیپ کردی ..این زندگیت یه نفر دیگه نیس ..
+ زدی به هدف .. میدونم باهوشی
گارسون میاد :چیزی میل دارین ؟
+دوتا چایی و یه کیک روز ..
-من هیچی نمیخورم
+بره زندگیم میخوام بگیرم
-پس باهاش قرار داری
+اره
دختری با حالتی عصبی
-چجوری این ده سالو میتونی فراموش کنی...
+ میتونم به جرات بگم بهترین سالای عمرم بود ..
دختر مشت بستشو بیشتر فشار میده ..
+ ولی الان وقتشه به زندگیم سرو سامون بدم
گردند بندو در میاره و میزاره رو میز ...
-واقعا میخوای بریییی؟
+اره این رابطه وقتشه تموم بشه
-واقعا میخوای تمومش کنی ؟
+چن بار بهت بگم اره ...
دختر مشتشو باز میکنه! دو تا قرص!
میزاره تو دهنش ! و اب میخوره ...
+چی خوردیییییی
-تو که برات مهم نیس
+کصاافط میگم چه قرصی خوردی
پسر پا میشه میاد رو به روش صندلیشو میچرخونه داد میزنه سرش چی خوردی
-ق ق قر ص ببرنج ج
دختر اشک تو چشاشه
پسر مات و حیرون نگاش میکنه
ادمای توی کافه ترسون نگاه میکنن
اشک پسر در میاد و میاد پایین روی گونش
دختر با بغض
-تو که برات مهم نی زندگیم گریه نکن .... من واقعا بدون تو نمیتونم!
برو با جدیده زندگیتو بساز تازه داماد

✘✘✘✘✘✘طولانیهه...ولیییی خیییییلی قشنگههههههه...تورو خدا بخونین.✘✘✘✘✘
+پسر: میخوام باهات بهم بزنم ...:/
-دختر :چی ؟؟؟
+واضح گفتم .. میخوام برم زندگیمو بسازم
- زندگیت!! مگه نمیگفتی من زندگیتممم
+اره ولی الان زندگیم از تو مهم تره ..
- پس این چن سال چی میشه؟
+ این لوس بازیا جدی نیس .. ادم یکار جدی میکنه اگه بخواد با طرف ازدواج کنه
-اخه چرااا <img src=(" title="" />
+بیا همون کافه همیشگی ساعت ۵ میخوام گردند بندی که بهم دادیو و خودتم ازش داری و پس بدم بهت ..
-باوش
ادامه اش پست بعدیم

بازنشر کرده است.

زندگی کن
لبخند بزن
کاری به ساعت و ثانیه ها نداشته باش
خودتو رها کن
آروم و منطقی
هر ساعتی که هست ، هر جایی که هستی
یه لبخند کوچیک ، یه صدای آروم
اینها میتونن گاهی آرامشی باور نکردنی برامون به ارمغان بیارن
پس یک لحظه
چشماتو ببند و به شروع یک روز قشنگ فکر کن و لبخند بزن
آرامش ، همین نزدیکی است ، با تمام وجود درکش کنیم

بازنشر کرده است.

✘خــــونه خالی✘
پسر: آخیــش چن روز راحته راحتم ...
دختر: از چی؟
پسر: چن روزی مامانم اینا نیستن خونه خالیه خالیه ...
دختر: پس حسابی با دوستات خوشی تا بیان ...
پسر: تو نمیای؟
دختر: مـــــــــــــــــن؟
پسر: اره دیگه بیا به دو تاییمون خوش میگذره ...
دختر: مگه فقط تو خونه خالی به آدم خوش میگذره؟
پسر: نه نیار دیـــگه از الان داری ساز مخالف میزنی ها ...
دختر: ببین این بحث رو کــش نده. من خــونه بیا نیستم ...
پسر: خب یه باره بگـــو دوستم نداری خلاص دیگه چرا دیگه بهونه میاری؟
دختر: ببین تو فکر کن خواهرت با کسی دوست شده ، دوست پسرش بگه بیا خونه مون به نظرت …
پسر: درست حـرف بزن حرف خواهر منو وسط نکـش ...
دختر: خب چراغیرتی شدی؟ چیزه بدی نگفتم نظرت رو پرسیدم ...
پسر: تو بیخود کردی …
دختر: حالا چرا عصبی میشی؟ فقط مگه تو غیرت و ناموس سرت میشه؟
پسر: دفعه آخـرت باشه خواهر من از اون دخترا نیست ها ...
دختر: پس منظورت اینه من از اون دخترام؟
پسر: ( با دستپاچگی) نه منظورم …الــــو …. ال
دختر: " قطع تماس "
✘ادعا میکنی غیرتی هستی؟ اگه مردی واسه دختر مردمم غیرتی باش✘
هـٍـٍٍـــٍـٍه

بازنشر کرده است.

خدایا
صدای افکار
بعضی از آدمهایت را
خاموش کن
تا صدای
تو را هم بشنوند
آنقدر غرق در قضاوت هستند
که فراموش کرده اند قاضی تویی

  • мя-мoнaмaaɗ

    سَلآم مَمنون كِ تـو گُروه خُودِتـون پُست گُذآشتيد