ramin
۱۲۳ پست
۱۶۰ دنبال‌کننده
۹۵,۲۶۲ امتیاز
۳۴ پسند
مرد
ليسانس
مهندس
ايران، تهران
سیگار ميکشم
دنا
قد ۱۷۸

تصاویر اخیر

بازنشر کرده است.
همه ی آدم ها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند،
اگر بزرگشان کنیم گم می شوند و دیگر نه شما را می بینند و نه خودشان را...
بیایید به اندازه ی آدم ها دست نزنیم...
1559535755891317_large.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
  • ramin

    سلام
    اینجا نبودم
    ممنون الهام خانم
    چند روزی اومدم باید بازم برم
    مرسی از محبتتون

  • ❤Banoo ❤

    سلام اقارامین..
    خواهش..
    موفق باشید...

بازنشر کرده است.
مرد است و...
قولش!

هنوز دوستت دارم،
از همان دوستت دارم های لامذهب !
از همان دوستت دارم های رسیده و آبدار!
آن ها که دست راستت میرفت پشت سرم،
صورتت ناگهان میچرخید سمتم
چند لحظه با چشم هایت وجبم میزدی و
تا میرفتیم سمت حادثه ی بوسه
یکهو فرار میکردی، میخندیدی و میگفتی...
طلبت!
بنویس به حساب!
دوستت دارم هنوز
از آن دوستت دارم های لعنتی!
آن ها که میپرسیدی
ببخشید آغوش دارید؟
میگفتم چقدر؟
میگفتی به قدر یک عمر عاشقی کردن!
چشم میبستم و آغوش باز میکردم
و یک عمر منتظر آمدنت میشدم ولی تو
میخندیدی و میگفتی...
بنویس به حساب
این هم طلبت!
بنازم چوب خطت را که پر نمیشود
مرد است و حرفش
دوستت دارم هنوز!
من برای حساب کتاب با تو
هم صبر ایوب دارم
هم عمر نوح!
1687ce5f39a4bfb4933446dd7bfd270d-425.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
  • ramin

    قشنگ بود
    سلام
    ممنون دوست عزیز

  • halime

    درود عضو هم میهن بودین

بازنشر کرده است.
نیمى از زندگى مان
میشود صرفِ اینكه به آدمهاى دیگر ثابت كنیم،
ما چقدر خوشبختیم...

به آدمهایى كه شاید خوشبختى برایشان تعریفِ دیگرى دارد
حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشیم،
اما همین خودنمایى،
ما را تبدیل میكند به بدبخت ترین آدمِ روى زمین!
غذایى اگر جلویمان میگذارند،
قبل از لذت بردن از غذا،
ترجیح میدهیم آن را به رخِ دیگران بكشیم...
سفرى اگر میرویم،
ترجیحمان این است كه بگوییم،
ما آمدیم به بهترین نقطه ى روى زمین،تو
بمان همان جهنم همیشگى...
واردِ رابطه اگر میشویم،عالم و آدم را با خبر میكنیم،
كه ببینید چقدر خاطرِ من را میخواهد،
تو اما بمان در همان پیله ى تنهایى ات...
ما لذت بردن را پاك فراموش كرده ایم
مسیرى را میرویم كه خطِ پایان ندارد،
فقط میرویم كه از بقیه جا نمانیم!
a0c2bc3784ebf9c22a372bac3c3b55ad-425.jpg
بازنشر کرده است.
تو صدا بزن مرا
از عمیق ترین جای دلت ..

من هم قول میدهم
تو را پرت کنم
به همان عمیق ترین
جای قلبم
که دست هیچ کس
به آن نمیرسد
3bfa3ca084873c18b8fdb4f807631c60-425.jpg
بازنشر کرده است.
دیگر گوش به زنگ هیچ تلفنی نیستم
وقتی قرار نیست صدایِ نفس های تو در گوشم بپیچد و طبق قرارمان من اول بگویم
سلام
تو بگویی؛ به روی ماهت!!
بگویم؛ خوبی؟
بگویی؛ حالِ من بسته به احوالِ توست...
بگویم؛ خوبم!
بگویی؛ پس من یک قدم آن طرف تر از خوبی ایستاده ام..
یا که نه بر حسب اتفاق بگویم؛
کمی ناخوش احوالم...
بگویی؛ مگر من مرده ام که احوالِ تو خوش نیست و من یادم برود بد بودنِ حالم را...
یا که به رسم عادتِ همیشگی ات بی هوا بگویی دوستت دارم،
کیلو کیلو قند در دلم آب شود و بگویم من هم...
بگویی؛ میمیرم برایت!!
لبم را گاز بگیرم،
بگویم؛من هم...
بگویی؛ دلم برایت تنگ شده!!
بگویم؛من کمی بیشتر...
بگویی؛ نیم ساعت دیگر زیر افرای بلندِ سرکوچه تان منتظرم...
بگویم؛ تا نیم ساعت دیگر مواظب خودت باش...
بگویی؛ تو هم...
نه جانم،نه!!
دیگر با زنگ خوردن هیچ تلفنی قلبم در دهانم نمی آید،
دست و پایم نمی لرزد،
گونه هایم گل نمی اندازد،
فقط چشمانم نم می کشند ...
چند سال و اندیست که زنگ تلفن برایم زنگ هشداریست که فلانی،
آن طرف خط کسی نیست که تا صدایت را نشنود خوابش نمیبرد،
تا حالت را نپرسد آرام نمی گیرد،
تا ...
زنگ هشداریست که فلانی، خیلی وقت است شماره ات از دفترچه ی ذهنش پاک شده است...
1552965979607457_large.jpg
بازنشر کرده است.
وقتی باتوآشنا شدم درخت مهربانیت آنقدربلندبودکه هرچه بالارفتم آخرش راندیدم.
.مجنون زیبایت آنقدرشیرین بودکه هرچه نوشیدم نتوانستم تمامش کنم
ودریای عشقت آنقدروسیع بودکه هرچه شناکردم نتوانستم آخرش راببینم وسرانجام درآن غرق شدم...
ای کاش میتونستی نجاتم دهی .....
1559298577410791_large.jpg
بازنشر کرده است.
زندگی کوتاه است
قواعد را بشکن
سریع فراموش کن،
به آرامی ببوس،
واقعا عاشق باش،
بدون محدودیت بخند،
وهیچ چیزی که باعث خنده ات
میگردد را رد نکن.
1559201084209196_large.jpg
مشاهده ۱ دیدگاه دیگر ...
  • ramin

    اخه کنار ساحل هستند لباساشون خیس میشه
    بعد لباس ندارن برن خونه خخخ

  • ❤Banoo ❤

    وااااا..

بازنشر کرده است.
من اگرگاهی عاشــــــــــــقانه
مینویسم،
1559410304239019_large.jpg
مشاهده ۳ دیدگاه دیگر ...
  • ❤Banoo ❤

    سلام مرسی خانم بانو ...
    سلام اقارامین.... خواهش...

  • ramin

بازنشر کرده است.
دیروز شیطان را دیدم
در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ؛
فریب می فروخت!!
مردم دورش جمع شده بودند،هیاهو میکردند،هول میدادند و بیشتر میخواستند
توی بساطش همه چیز بود : غرور،حرص،دروغ،جنایت و...
هرکس چیزی می خریدو در ازایش چیزی می داد
بعضی ها تکه ای از قلبشان را میدادند
و بعضی پاره ای از روحشان را
بعضی ها ایمانشان را میدادند
و بعضی آزادگیشان را
شیطان میخندیدو دهانش بوی گند جهنم میداد،حالم را به هم میزد،انگار ذهنم را خواند
موذیانه خندید و گفت :
من کاری با کسی ندارم
فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا میکنم
نه قیلوقال میکنم و نه کسی را مجبور میکنم چیزی از من بخرد
می بینی! آدم ها خودشان دور من جمع شده اند
آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت:
البته تو با اینها فرق میکنی
تو زیرکی و مومن،زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد
اینها ساده اند و گرسنه،در ازای هرچیز فریب میخورند
ساعتها کنار بساطش نشستم تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد ک لابه لای چیز دیگر بود
دور از چشم شیطان آنرا برداشتم و توی جیبم گذاشتم
با خود گفتم:بگذار یکبارم که شده کسی چیزی را از شیطان بدزدد
به خانه آمدم و در کوچک جعبه ی عبادت را باز کردم
توی آن اما جز غرور چیزی نبود
جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت
فریب خورده بودم،فریب
دستم را روی قلبم گذاشتم ، نبود!
فهمیدم ک آنرا کنار بساط شیطان جاگذاشتم
تمام راه دویدم،تمام را لعنتش کردم،تمام راه خدا خدا کردم
میخواستم عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم
به میدان رسیدم،شیطان اما نبود
آنوقت نشستم و های های گریه کردم،اشک هایم ک تمام شد
بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم
ک صدایی شنیدم....
صدای قلبم را
و همانجا بی اختیار ب سجده افتادم و زمین را بوسیدم
به شکرانه قلبی ک پیدا شده بود.
64a65b2bb1511f550b24bf5ea3f422e7-425.jpg
  • امیرمسعود

    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین
    لاااااایک دارین

بازنشر کرده است.
همه ی ما یک عذرخواهی به احساس خود بدهکاریم...
زمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه پافشاری کردیم!
آن زمان که دروغ شنیدیم و سکوت کردیم
جایی که باید میرفتیم اما ایستادیم!
از هیچ و پوچ رویا ساختیم و ذوق کردیم!!!
برای فرار از حقیقت لج کردیم و لج کردیم و لج کردیم.....
خاموش کن فانوس وابستگی ات را..
گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان به آدمها!
معرفتهای بیجایمان..
مهربانی های الکی مان..
تلاشهای بی مورد برای حفظ رابطه هامان..!
وقتی برای بعضی آدم های امروزی خوبی و بدی یکسان است...
d9e6062a89b9235bd97ef095e2cf69d3-425.jpg