رنـگــ خــدا

▬◖ رنگ خـכائے و چه رنگے از رنگ خـכائے بهتر اωـت ؟ و ما تنها عباכت او ... بیشتر

رنـگــ خــدا
۲۰,۶۸۸ پست
۴۸۴ مشترک
۴۳۱ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۱۲
مبنای تعداد هوادار رتبه ۷
مبنای تعداد ارسال رتبه ۱۶

فعالین امروز

و ۵ کاربر دیگر بازنشر کرده‌اند.

⇐ مــن ، تـــو و مــا دســتــه جــمـعــی
هــمــســایــه خـــدا بـــودیـــم
تــا ایــنــکــه بـــه دنــیــای زمـــیــن پـــا نــهــادیــم
دیــگــر نــه مــن ، تـــو و مــا هــمــســایـه بـــودیــم
و نــه دیگـــر در جــوار خــانـه ی خــدا هــمــسایـه
مـــا گـــم شـــدیــم و راه خــانــه ی خـــدا رو گـــم کـــردیم
↗ یـــادت مــیــآیــد جــمــلــه آخــر خــدا رو قــبــل از بــه دنـــیــا آمـــدن ؟!
↖ از قــلـب کــوچــک تــو تــا مــن یــه راه مســتــقــیم اســت
اگـــر گــم شــدی ؟!
رنــگ هــای خـــدایی رو در مــنــشـــور آیــه های ســبــز اندیــشـه ی رنــگارنــگ زنــدگی
جــســتـجــو کــن و و راه را بـــیــا
⇔ دوســت مــن بــلــند شــو
از دل هــا شـــروع کــنیم
دل هــامــون رو مــمــلــو از رنـگ هــای خــدایی کـــنــیم
تــا خــدا راه زیــادی نــیــست . .

rangekhoda.jpg

جُبران نمی شوی ! حتی ؛ به گریه های عمیق ... !

صبح ها...
يکي از خاطراتت
که بيشتر از همه دوستش دارم
برايم شعر جديد دم مي کند!
مي نوشم
" دوستت مي دارم "
و زندگي شروع مي شود...!

♥●•٠·˙♥●•٠·˙♥●•٠·˙
مَهسا ╰☆╮ ყεƙἶ-ყεძօղε ╰☆╮
تو را میشود داشت..
میشود نفس کشید ،
میشود زندگی کرد
و روی تمامی واژه های "بودنت"
تشدیدی از جنس بوسه گذاشت،
تو را میشود روبروی عشق نشاند و
مهمان یک مناظره با باخت عشق
در برابر چشمانت کرد،
تو را میشود زمینی ترین خدای دنیا دانست ،
و من را میشود مخلوق ترین
دیواااانه ی خلق شده ی خنده هایت،،
و تو را میشود دوست داشت
به اندازه ی تمام شب هایی که صبح شدند..
به اندازه ی تمام شب هایی که نیامدند...
♥●•٠·˙♥●•٠·˙♥●•٠·˙

1053500x500_1524406041498148.jpg
بازنشر کرده است.

⚫ ❤️ bahar ❤️ ⚫
⧉⟡⧉⟡⧉⟡⧉⟡( )⟡⧉⟡⧉⟡⧉⟡⧉⟡⧉
بعضی از یهویی ها چقدر دل نشینن
مثل ..
یهویی لبخند زدن
یهویی خوشحال شدن
یهویی عکس گرفتن
یهویی داشتن یه دوست خوووب
●⚪●⚪●⚪● ⚪[ ]⚪●⚪●⚪●⚪●

1443197651862965_large.png
بازنشر کرده است.

كاش مي توانستم
سكوت َت را ببوسمــــ
وقتی كه به من فكر ميكنى ..

بازنشر کرده است.

از بغضم تا اشک راهی نیست این شب ها

بازنشر کرده است.

و تکّه تکّه شدن ، راز ِ آن وجود ِ متحدی بود که از حقیر ترین ذرّه هایش به دنیا آمد ..

بازنشر کرده است.

اصلا نباش،
اصلا نیا،
اصلا به فکرِ من هم نبودی نبودی...
ولی دلبر جان؛
هر وقت بغض داشتی،هر وقت دستهایت سرد بود،
هروقت به پست سرت نگاه کردی و کسی نبود،
هر وقت باختی،هروقت هیچ چیز نداشتی برای از دست دادن،
یادت باشد که؛
یک نفر هست که پایِ تمام نیامدن ها و نبودن ها و نخواستن هایت ایستاده...

بازنشر کرده است.

مثل [ آرامشــی ] هستــم ، کـه نزدیـک یـه [ طـوفـانه ]

بیا ببین با خیالت دوباره جون گرفتم ، تمام حرفایی که عاشقا به هم میگن و یاد گرفتم