سید منصور

مشخصات

سید منصور
46999 امتیاز
189 پست
مرد - مجرد
1395/11/02
کارمند
اسلام
ايران - تهران
با خانواده
رفته ام
نميکشم
ندارم
185 - 75

دنبال‌کنندگان

(166 کاربر)

برچسب ‌های شخصی

بازدیدکننده

5843 کاربر
سید منصور
سید منصور
درد دل سید منصور با خدا......سلام مهربونم. اومدم که باز هم باهات حرف بزنم و از همه اون چیزهایی که بهتر از من خبر داری برات بگم. خودت که خوب می دونی کسی به جز تو حوصله شنیدن حرفهای منو نداره .هر کی به فکر کارای خودشه تا می آی با یکی حرف بزنی می بینی یه عالمه گفتی آخرش طرف می گه راستی شنیدی سیب زمینی گرون شده ! یا اگه خیلی دیگه لطف کنه می گه ببخشید من باید برم . بلاخره همه چیز می گه آخرش می فهمی که برای دیوار حرف زدی ! می دونی خدا با اینکه می دونم هیچ وقت جوابی از تو در غالب یه موجود خاکی نمی تونم بشنوم و هیچ وفت موفق به دیدار خاکی با تو رو ندارم ولی وقتی فکر می کنم که تو هستی و گوش می دی ارومتر می شم .نمی دونم می خواهی چکار کنی نمی دونم که برای لحظه ای بعد چه چیزی مهیا کردی ولی می دونم هر چی هست ازش گریزی نیست .می دونی ای آرام جان خیلی دوست داشتم یه روح آزاد بودم به بند این تن خاکی نبودم سبک بودم و رها .به فکر گرسنگی به فکر مایحتاج خاکی نبودم. دوست داشتم عاشق بودم نمی دونم عاشق کی یا چی ولی هر چی که باشه از جنس پاک به زلالی آب ،به مهربونی تو شاید این حال و احوالی که برام هست به دلیل نبود همین عشق هستش. شاید سرگردانی در وادی این دنیا به دلیل خلا عاشقی هست .وقتی ادم تنهاست هزارتا فکر عجیب غریب می کنه .توی عالم خیالش هزار بار عاشق می شه هزار بار وصل و هزار بار فصل ! ولی توی خیالم هم قالب مشخصی برای عشق ورزی ندارم. مثلا وقتی فکر می کنم که تو چه شکلی هستی و به نتیجه نمی رسم راستی خدا تو چه شکلی هستی ؟ چه رنگی هستی ؟ کسی تو را تا حالا ندیده حتی انهایی که می گن عاشق تو هستن ای کاش یه جوری با من حرف می زدی همین الان جوابم را می دادی حد اقل یه آره یا نه می گفتی .نمی دونم خودت بهتر می دونی چه جوری ولی میدونم که در سطح توانت هست. البته فکر نکنی من هم مثل دیگران که می گن ما لایق نیستیم که خدا با ما حرف بزنه فکر می کنم ؛نه من می گم خدای من اگه بخواد حرف بزنه با من به لیاقت و این چیزا فکر نمی کنه و کاری نداره. می دونی خدا دلم بهونت را گرفته خیلی دل تنگم اشکم در اومد بغض تو گلوم شکسته. خدایا با اجازت دارم گریه میکنم تا شاید یه کم .....
1444280202543198_thumb.jpg
10 دیدگاه · 1394/11/2 - 23:16 در ز مثل زند.. · ش: 1308180539 ·
سید منصور
سید منصور
یکی از زیباترین، ساده ترین و پاک ترین سفره های سحری
photo_2017-06-14_12-46-23.jpg
دیدگاه · 1396/03/27 - 16:38 در ز مثل زند.. · ش: 1309344287 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
ارزشمندترین گنج،قلبی عاشق است
که به همه آرامش می بخشد...

خدا دوستدار آشناست،
عارف عاشق می‌خواهد نه مشتری بهشت...

داداش فطروس روزگارتون به زیبایی این کتاب "مقدس". الهی
FOTROS
1475402225790789_thumb.png
4 دیدگاه · 1395/11/7 - 15:27 · ش: 1309055867 ·
7 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
این شعر عالیه ....
عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید
تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید
لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید
در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید
لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید
قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید
متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید
نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
بینوا در شهر می گشت و محبت می خرید
fu3383.jpg
3 دیدگاه · 1395/10/22 - 14:11 در ز مثل زند.. · ش: 1309017722 ·
سید منصور
سید منصور
به درخت میگن تو با این عظمت چطوربا ضربه تبر میافتی؟ گفت دلخوریه من از تبر نیست .از دسته تبره که از وجود خودمه
14449851_355804804762868_4820229212710337725_n.jpg
4 دیدگاه · 1395/10/5 - 18:40 در ز مثل زند.. · ش: 1308975295 ·
سید منصور
سید منصور
میتوان زیبا زیست
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیرشویم
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بدوخوب
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پرازفکروامید
عشق باشیم وسراسرخورشید
زندگی همهمه مبهمی از ردشدن خاطره هاست
هرکجاخندیدیم هرکجاخنداندیم
زندگانی آنجاست
بی خیال همه تلخیها+++++++++++++++++++++
14344869_345072749169407_2687574211422889219_n.jpg
دیدگاه · 1395/06/23 - 13:35 در ز مثل زند.. · ش: 1308750619 ·
سید منصور
سید منصور
زندگی شطرنج است...
عمرما صفحه آن...
آدمی دراین سو...روزگاردر آن سو...
هردوبازیگراین شطرنجند.
مهره های روزگار هرکدام حادثه ای...
مهره های آدمی قدرت چالش اوست.
هرکسی دربازی، سهمی ازپیروزی، سهمی ازتجربه تلخ شکستی دارد.
خوش به حال آن کس، که اگرکیش هم شد نگذاردهرگز، روح انسانی او
بشودمات فراروی فریب دنیا..
نگذاردهرگز
و
نگذارد هرگز
شطرنج.jpg
2 دیدگاه · 1395/04/24 - 13:50 در ز مثل زند.. · ش: 1308614953 ·
1 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،
زردآلو هر کیلو 2000 تومن،
هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از خود زردالو گرونتره؟؟؟
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد كمي فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد با خودش ::گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردالو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود:
رفتُ همين حرف رو به فروشنده گفت
فروشنده گفت: بــــــله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!!
چه زود هم اثر کرد!
علی اکبر دهخدا
علی اکبر دهخدا.jpg
دیدگاه · 1395/04/13 - 15:03 در ز مثل زند.. · ش: 1308589904 ·
3 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
خدا جونم ...
شب قـَدرَت امشبه ...
همون شبی کِ گفتی بهتر از 1000شبِ ...
خدايی؟!
بهم لياقت ميدی کنار بنده های خوبت بشينمُ اِسمای قشنگتُ دونه دونه صدا بزنم؟؟
يا کاشِفَ کُلّ مَکروب...غمگينم، غمخوارم ميشی؟؟
يا مَن يَشْفِی المَرضی...مريض منُ شفا ميدی؟؟
يا اَنيسَ مَن لا اَنيسَ لَه...همدمِ تنهاييام ميشی؟؟
يا رَفيقَ من لا رَفيقَ لَه...ميخوام باهات آشتی کنم، دوستم ميشی؟؟
سُبحانَکَ يا لا الهَ الّا انت الْغَوث الّغَوث خلّصنا مِنَ النّارِ يا رب
1436202039564010_thumb.jpg
دیدگاه · 1395/04/5 - 14:30 در ز مثل زند.. · ش: 1308572092 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
❤️ فریـــ ناز ❤️ تقدیم به شما
Picture1.jpg
2 دیدگاه · 1395/03/25 - 18:43 · ش: 1308546187 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
حیات جاویدان
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی ، بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟ اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند.
حال و روزش را ببین!
آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد،
آنها عقابند از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.
از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.
زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین شکل زندگی کنیم.
عقاب.jpg
6 دیدگاه · 1395/03/25 - 18:03 در ز مثل زند.. · ش: 1308546111 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
انسانیت دین خاصی ندارد
اینڪه درمیان مردم زندگی ڪنی،ولی هیچگاه بڪسی زخم زبان نزنیم ودروغ نگوییم،
ڪلڪ نزنیم ودلی رانشڪنیم
سوءاستفاده نڪنیم وحقی راناحق نڪنیم
✨یعنی انسانیم...
1457817092932063_thumb.jpg
3 دیدگاه · 1395/03/23 - 14:30 در ز مثل زند.. · ش: 1308540440 ·
1 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
متن قشنگیه


ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ، ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ
ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ، ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...
ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ , ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ,
ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ ،
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ
ﺁﻓﺮﯾﺪ
ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ
13124682_239805989742005_1677066082149912518_n.jpg
دیدگاه · 1395/03/23 - 14:28 در ز مثل زند.. · ش: 1308540419 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
چه می شد که هو هوی مرغ شباهنگ دل صخره و کوه را آب می کرد
و دریا حریم غم و غصه هاشو گذرگاهی از عشق مهتاب می کرد..................چه می شد که مرزی نمی بود برای نثار محبت
چه می شد فروغ سپیده کویر همه آرزوی ما را گلستانی از عشق و امید می کرد !!!.......چه می شد که نبض گل سرخ .طپش های هر قلب عاشق وعشق آخرین حرف ما بود !!!.....................چه می شد که انسان عاشق دلش پروانه می شد
وبا عشق می ماندو با عشق میخواند
چه می شد که اندوه ما را شبی باد همراه می برد
و فردا هوایی دگر داشت و گل مهربانی اجازه تنفسش.....چه میشد؟!!!!!!!!!!!!!
13256497_1535697410071292_4812794805567236552_n.jpg
2 دیدگاه · 1395/03/9 - 15:47 در ز مثل زند.. · ش: 1308517774 ·
2 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
محمد مقتدای اهل عالم
محمد مصطفای آل آدم
محمد رحمه للعالمین است
رسول آسمانی بر زمین است

دلش دریایی و خلقش خدایی
نگاه روشنش شمس الضحایی
تبر بر دوش تا بتخانه آمد
حبیب الله سر مستان محمد

خودش خاتم خدا ختم کلامش
تمام مهربانی در سلامش
نهان در گیسوانش سر اسرا
شکسته شور فریادش قفس را

امین وحی رب العالمین است
امیر و سرور روح الامین است
یتیم مکه آقای جهان شد
محمد سید پیغمبران شد

احسنت یا بدر العجم
لبیک یا محمد
index.jpg
5 دیدگاه · 1395/02/15 - 14:05 در ز مثل زند.. · ش: 1308461801 ·
3 بازنشر:
سید منصور
سید منصور
باز باران .. با ترانه .. یادم آرد دنیایی شیرین کودکی را .. آنهمه صفا و سادگی را .. آنهمه اشکها و لبخندهای لحظه ای را .. گفتن دوستت دارم های واقعی را .. امروز که دلم از همه دنیا گرفت خیالم پر کشید تا کوچه های کودکی .. آن روزها که آسمان پر از عطر خدا بود و خانه های نقلی و گلی پر از آیه های آسمانی .. یادش بخیر .. خوشبختی واژه آشنا و ساده ای بود و آوای خوش زندگی در کوچه های خاکی میان مردمانی پاک و ساده دل از نسل باران شنیده میشد .. دوست داشتم آن باران ها و آن مردمان را .. عجب دنیای شیرینی بود .. تک قهرمان خیالبافیهای کودکیم پدر بود و امن ترین جای دنیا دامان مادرم بود و بزرگترین دروغ دنیا دوست نداشتن خدا بود .. شیطنت اون روزا نقاشی روی دیوار خانه ها بود نه دل ها ، بزرگترین خشم قهر و بدترین درد شکستن اسباب بازهایمان بود نه غرور همبازی .. سرم از وسوسه تهی بود و تا دلت بخواد ...........
13043358_1523350014639365_4519314410920202332_n.jpg
دیدگاه · 1395/02/4 - 12:03 در ز مثل زند.. · ش: 1308439141 ·
1 بازنشر:
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13