taranom
۶۸ پست
۶۷ دنبال‌کننده
۳۶ پسند
زن، مجرد
۱۳۷۳/۰۸/۰۸
ليسانس
کارمند
دین اسلام
ايران، همدان
زندگی با خانواده
سیگار نميکشم
موسیقی
206
قد ۱۶۰، وزن ۵۰

تصاویر اخیر

موردی برای نمایش وجود ندارد.
.
.
یکی بود، یکی نبود.
آن یکی که وجود داشت، چه کسی بود؟
همان خدا بود و غیر از خدا هیچکس نبود.
این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست
روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند.
آوازی شنید که،ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می ‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟
شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه را که از «رحمت» تو می‌دانم و از «بخشایش» تو می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجده‌ات نکند؟
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من!!
.
آدم در تنهایی است که می پوسد و پوک می شود و خودش هم حالیش نیست. می دانی؟ تنهایی مثل ته کفش می ماند، یکباره نگاه می کنی می بینی سوراخ شده. یکباره می فهمی که یک چیزی دیگر نیست. بیشتر آدم های دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی پرسند چرا چنین شغلی دارند. چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمی گردد. یکیش مثل تنهایی است. خیلی ها فکر می کنند که سلامتی بزرگ ترین نعمت است، ولی سخت دراشتباهند، وقتی سالم باشی و در تنهایی دست و پا بزنی ، آنی مریض می شوی، بدترین نحوست ها می آید سراغت ، غم از در و دیوارت می بارد، کپک می زنی، کاش مریض باشی ولی تنها نباشی...
عادت میکنم به داشتن چیزی و بعد به نداشتنش
به بودن کسی و سپس نبودنش
تنها عادت میکنم.... اما فراموش.... نه!
بعضی از کلافگی ها سمج َند و موذی
کاری شان هم نمی شود کرد.
نه می شود با آن ها کنار آمد و نه دورشان انداخت.
اغلب هم نزدیک به نیمه شب سر و کله شان پیدا می شود.
کاملا بی دعوت و اتفاقی.
دلیل شان هم معمولا یک چیز است :
یا دلت برای کسی تنگ شده،
و یا کسی را که دوستش داری حالش خوش نیست.
یکی می کوبد به مغزت که هی فلانی نخواب،
کسی را که دوستش داری، حالش بد است.
شیماسبحانی
سلام
بای بای
  • mojqan

    کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بازنشر کرده است.
سلاااااااااااااااااااااااام بر همه خوبان
صبحتون شاداب و پر انرژی